234قربانى در مصارف ويژه آن است، ممكن نباشد، به وجوب انجام مطلوب ديگر يعنى ذبح قربانى در منا، خللى وارد نمىآورد لذا بر شخص حاجى لازم است كه حتى در صورت اسراف، قربانى را در منا ذبح كند. 1
از اين اشكال مىتوان چنين پاسخ داد كه ظاهر از ادله، وجوب اضحيه آن است كه ذبح قربانى در منا و به مصرف رساندن گوشت آن، مطلوب واحدى، است نه متعدد. 2 شاهد بر اين مطلب آن است كه در تمام آيات و رواياتى كه سخن از ذبح قربانى به ميان آمده، استفاده از گوشت قربانى را بر آن متفرع ساخته و فرموده است:
(فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ) (حج: 36)
(وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ) (حج: 28)
و مانند سخن امام صادق(ع) در صحيحه معاوية بن عمار كه فرمود:
«اذا ذَبَحْتَ أو نَحَرْتَ فَكُل وَ أطعِم كَماقالَ اللهُ: فَكُلُوا مِنْها وَ أطْعِمُوا القانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ».
ملاحظه مىشود كه در هيچكدام از اين ادله، وجوب قربانى كردن و مصرف نمودن آن، به صورت چند فعل امر، در كنار يكديگر ذكر نشده و مثلاً گفته نشده است: «اذبحوا من بهيمة الأنعام و كُلُوا منها و أطْعِموا...». تا اينكه بتوان از آن، تعدد مطلوب را استفاده كرد؛ به عبارت ديگر هنگامى كه مولا به عبدش اينگونه فرمان دهد كه: «قربانىات را ذبح كن و از گوشت آن بخور و مستمندان را نيز طعام دِه» عبد، براساس فهم عرفى، چنين مىفهمد كه چند مطلوب براى مولا وجود دارد و بر او لازم است كه همه آنها را بهجا آورد و اگر از انجام يك مطلوب ناتوان گرديد، انجام دادن مطلوبهاى ديگر از عهدهاش ساقط نمىشود. ولى اگر مولا دستور خود را بهگونه ديگرى صادر كند و مثلاً بگويد: «هنگامى كه قربانىات را ذبح كردى، از گوشت آن بخور و مستمندان را هم اطعام كن»؛ عبد بر اساس فهم عرفى و تفريعى كه در عبارت وجود دارد، چنين مىفهمد كه مطلوب واحدى دارد و آن ذبح قربانى به صورتى است كه از گوشت آن استفاده