232نيز براى اثبات وجوب خوردن حاجى از گوشت قربانى خود، استناد نمود؛ مانند صحيحه معاوية بن عماراز امام صادق(ع) كه مطابق آن، امام(ع) مىفرمايد:
«اذا ذبحت او نحرت فكل و اطعم كما قال الله فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر...». 1
ملاحظه مىشود كه در اين صحيحه نيز امام(ع) به خوردن حاجى از گوشت قربانى و اطعام از آن گوشت امر مىفرمايد. درحالىكه احتمال ورود امر در مقام دفع توهم حظر در اينجا منتفى است؛ زيرا بر فرض اگر توهم حظر نيز موجود بوده باشد، با امر مزبور، از نظر زمانى، فاصله زيادى داشته بهگونهاى كه نمىتواند باعث از بين رفتن ظهور امر در وجوب شود. 2
اما حتى اگر از پاسخ فوق صرفنظر كنيم و امر «كلوا» را دال بر وجوب ندانيم، در ظهور امر «اطعموا» در وجوب، خللى وارد نخواهد آمد؛ چراكه ذكر كردن امر استحبابى كنار امر وجوبى در آيات و روايات، مثالهاى زيادى دارد و به صرفِ آمدن امر استحبابى در كلام، نمىتوان امر بعد از آن را نيز از ظاهر خود كه وجوب است، منصرف نموده و حمل بر استحباب نمود؛ چنانكه مثلاً در آخرين آيه سوره مزمل، به خواندن قرآن و اقامه نماز و دادن زكات و قرضالحسنه امر شده است. درحالىكه از اين ميان، فقط اقامه نماز و دادن زكات واجب است و دو مورد ديگر، مستحب است: (فَاقْرَؤُا مٰا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّكٰاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً).
همچنين در آيه 103 سوره نساء، كنار امر به اقامه نماز كه امر وجوبى است، دستور داده شده كه مسلمانان در حال قيام و قعود و در حال استراحت در بسترهاى خود، به ذكر خدا بپردازند كه مسلماً امر استحبابى است: (فَإِذٰا قَضَيْتُمُ الصَّلاٰةَ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ قِيٰاماً وَ قُعُوداً وَ عَلىٰ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاٰةَ).
نتيجه اينكه امر، ظهور در وجوب دارد و در اين مورد، فرقى بين «كلوا» و «اطعموا» نيست، الا اينكه در خصوص «كلوا» قرينهاى قائم شد كه ظهور در وجوب ندارد و (بر فرض صحت قرينه مزبور) ما نيز از ظهور امر «كلوا» در وجوب دست برداشتيم؛ لكن