201
طرح مسئله
مطلبى كه مىخواهم در اين مقاله مطرح كنم، مسئله «قربانى در مِنا» است و اين مسئلهاى است از مسائل بسيار كه در سالهاى اخير - با ملاحظه تحولات عظيم در حيات بشرى و كشورهاى مسلمان و از آن جمله عربستان - همواره مورد سؤال و جواب و اظهار نظرهاى گوناگون بوده است..
سرزمين منا محدودهاى است مشخص و با مناسك و اعمالى معين و در روزهاى معلوم، كه از روزگاران كهن، محل انجام عبادتهاى ويژهاى بوده و در آئين اسلام بهشكل كاملترى در آمده است.
كشورهاى ثروتمند اسلامى، از جمله خود عربستان، با وجود ثروت خدادادى فراوان، جز در موارد ناچيز، كار چشمگيرى كه متناسب با روند پيشرفت و مدنيت معاصر باشد، انجام ندادهاند و آنچه اخيراً انجام شده، در مقايسه با آن همه اسرافكارى و كاخسازى و رفاهطلبىهاى افراطى ملوك و شاهان، بسيار ناچيز است كه اين درد دل جايى ديگر و فرصت و مجالى متناسب مىخواهد.
البته اشاره به اين نكته ضرورى است كه منا در محدوده فعلىاش، گنجايش حاجيان و زائران خانه خدا را دارد و خدماتى نيز به حجاج ارائه مىشود، ليكن مىبايست: اولاً: تنگنظرى و قشرىگرى برخى، به اصطلاح، علماى وهابى كه به بهانه «جلوگيرى از بدعت»، جلوى اقدامات اصلاحى را مىگيرند و مانع كارهاى بنيادى و اساسى مىشوند، از بين برود؛ ثانياً ملتها و دولتهاى مسلمان، به اتحاد و اتفاق بيشترى بينديشند و به توطئههاى استكبار جهانى و خصومتهاى جهانخواران صهيونيست و صليبى، توجه كنند و در اداره امور حج، تشريك مساعى بيشترى بنمايند و بدانند كه جهان اسلام، واحد به هم پيوسته است؛ بهويژه اماكن مقدسى چون مكه، مدينه و قدس كه از آنِ همه مسلمانان عالم است. بنابراين همه كشورهاى مسلمان بايد در اداره كردن آنها شريك و سهيم باشند و بايد در برنامهريزىهاى مربوط به حج و اماكن و مشاعر مقدس، مشاوره