136مجموعهاى از سنگريزه يا قطعات سنگ بوده است و با توجه به اينكه آنها اين برنامه را به احتمال قوى از رمى جمرات گرفته بودند، اگر واقعاً در آن زمان در جمرات ستونى وجود داشت، مناسب بود كه عرب به همان صورت تقليد كنند و ستونى بالاى آن قبرها بسازند و آن را رمى كنند.
اين نكته مىتواند قرينه خوبى بر نفى وجود ستونها در آن اعصار باشد و به عنوان يك مؤيد استفاده شود.
2. جمعآورى هفتاد سنگ
در بسيارى از كلمات بزرگان، مانند محقق حلى در «شرائع الاسلام» 1 و علامه در «منتهى» 2 آمده است كه حجاج، هفتاد سنگ براى رمى از داخل محدوده حرم برمىچينند (خواه از مشعرالحرام باشد، خواه از خود منا)، هفت سنگ براى روز اول (دهم ذىحجه) كه فقط جمره عقبه را رمى مىكنند و 21 سنگ براى روز دوم (يازدهم ذىحجه) براى رمى هر سه جمره و 21 سنگ براى روز سوم (دوازدهم ذىحجه) و 21 سنگ نيز براى روز چهارم (سيزدهم ذىحجه) اگر روز سيزدهم را در منا بمانند كه مجموعاً 70 سنگريزه مىشود.
كمتر كسى گفته است حجاج بيش از اين مقدار جمعآورى كنند. اين نشان مىدهد پرتاب سنگ به جمره بسيار آسان بوده كه كمتر احتمال عدم اصابت مىرفته است. هرگاه جمره مجتمع الحصى باشد، پرتاب سنگ بر آن آسان است. ولى اگر بخواهد سنگها در آن ازدحام عجيب، به ستون بخورد، به يقين بيش از اين مقدار بايد جمعآورى كرد؛ چون احتمال عدم اصابت بسيار زياد است و اين قرينه ديگرى است.
3. عكسهاى قديمى موجود از ستونها
قرينه ديگر، عكسهاى قديمى ستونهاست كه نشان مىدهد در كنار آن، چراغى براى آنها كه در شب رمى مىكردند، آويزان بود. اگر سنگها را مىبايست به ستونها