128نتيجه اينكه نبايد ترديد داشت كه محل رمى (مرمى) وسيعتر از زمين زير ستونهاست؛ يعنى چيزى همانند حوضچههاى كنونى است.
6. تمسك به عبارات بعضى از فقها
در بعضى از عبارات آمده است: «فيرمي رأس الجمرة الأولى»؛ «قسمت بالاى جمره را رمى مىكند» 1 و در بعضى از عبارات آنها آمده است: «فيرمي ساقها»؛ «ساق آن را رمى مىكند». 2 آيا تعبير به «رأس» و «ساق» مناسب ستونها نيست؟
پاسخ: اين تعبير با مجتمع الحصى كاملاً سازگار است؛ زيرا سنگريزهها به صورت مخروطى آنجا جمع مىشده كه طبعاً اين مخروط رأس و ساق داشته، نوك مخروط، رأس آن بوده و پايه مخروط ساق آن بوده است.
7. تمسك به بعضى از سفرنامهها و تواريخ
يكى از علماى حوزه در گفتوگويى كه با ما داشت، به بعضى از قديمىترين تواريخ مكه استناد مىجست كه مىگويد: در يكى از سالهاى قرن سوم هجرى، باران زيادى در مكه و منا باريد و جمره عقبه را با خود برد! بعداً جمره را به جاى خود باز گرداندند! لابد بهخاطر ستونى بوده است كه آب آن را برده و بعد مردم كمك كردهاند آن را به جاى خود باز گردانده و سرپا كردهاند!
منظور ايشان عبارت زير بود:
ابوالوليد ازرقى از مورخان قرن سوم در كتاب «تاريخ مكه» كه از قديمىترين تاريخها است، چنين مىنويسد:
إنّ أمطار الخريف قد كثرت و تواتر بمكّة و منا في هذا العام (عام 240) فهدمت منازل كثيرة و إنّ السيل هدم من دار الامارة بمنى و ما فيها ... و هدم العقبة المعروفة بجمرة العقبة ... و أحكم (اسحاق والي مكة) العقبة و جدرانها و أصلح الطريق التي سلكها رسولالله(ص) من منا إلى الشعب ... و كانت هذه الطريق قد عفت و درست فكانت