117بعضى از فقهاى متأخر تصور كردهاند حيطان (جمع حائط به معناى ديوار) نشان مىدهد كه در آنجا ديوارى وجود داشته و اين ديوار احتمالاً همان ستونهاى جمرات بوده است. ولى اين استدلال از چند جهت قابل مناقشه است؛ زيرا:
اولاً: سند حديث ضعيف است؛ زيرا حميدبنمسعود از مجاهيل است. بنابراين با حديث مزبور كه خبر واحد ضعيفى است، نمىتوان چيزى را ثابت كرد. در حالى كه روايات سابق، متضافر بودند؛ به علاوه در ميان آنها حديث صحيح و معتبر نيز وجود داشت.
ثانياً: از نظر دلالت هم اگر بر خلاف مطلوب دلالت نكند، بر وفق مطلوب نيست؛ زيرا:
الف) حيطان جمع حائط، به معناى ديوارى است كه دور چيزى را مىگيرد و اين كلمه از ماده حَوَطَ و احاطه گرفته شده است. لذا به باغهاى محصورى كه اطراف آن را ديوار كشيدهاند، حائط مىگويند.
ابن منظور در «لسان العرب» مىنويسد: «و الحائط: الجدار لِأَنَّهُ يحوط ما فيه، و الجمع حيطان»؛ «حائط، به معناى ديوار است؛ زيرا آنچه را در وسط آن قرار دارد، احاطه مىكند و جمع آن حيطان است».
جالب اينكه معناى اصلى حوط، حفظ و نگهدارى چيزى است و به ديوارهايى كه گرداگرد چيزى را مىگيرد، حائط گفتهاند؛ زيرا آن را حفظ مىكند. فرق جدار با حائط در همين است كه حائط در اصل، چيزى است كه گرداگرد را احاطه كند. ولى جدار به هر ديوارى گفته مىشود. بنابراين، معنا ندارد كه به ستونى شبيه ستون فعلى جمرات، حائط بگويند و اگر حائط در آنجا بوده، ديوارى شبيه ديوار حوضچه فعلى جمرات بوده كه اطراف آن قطعه زمين مخصوص كشيده شده است و ارتباطى به ستون ندارد (دقت كنيد).
ب) تشبيه به «صفا و مروه» معناى خاصى را در اينجا القا مىكند؛ زيرا صفا و مروه