52فاعله لفظ الكفر لا لأنّه كافر خارج عن الايمان مرتد عن دين الله وانّما كان ذلك بسبب انّ ما فعله لايمكن ان يصدر من مسلم يظهر الاسلام ويبطن الايمان الّا وقد اصابه شيء في ايمانه واسلامه. 1
پيشتر گذشت، هرگاه عملى در ظاهر، شباهت زيادى با عمل كافران داشته باشد، بر فاعل آن، لفظ كفر اطلاق مىشود. اما اين بدان معنا نيست كه او كافر شده و از ايمان خارج گرديده و از دين بازگشته است. علتش نيز اين است كه چنين عملى، از يك فرد مسلمانى كه در ظاهر، اسلام آورده است و در باطن نيز ايمان دارد، صادر نمىشود. بلكه ايمان و اسلامش، بايد در او تأثير داشته باشد.
خامساً: يكى از رهبران بلندپايه اخوان المسلمين، به نام «حسن هضيبى»، تفسيرى برخلاف سيد قطب، از مفهوم حاكميت دارد كه در نتيجه، رأى او با سيد قطب در قضيه تكفير، متفاوت است. هضيبى در كتاب «دعاة لا قضاة»، به مفهوم «حاكميت» پرداخته و معتقد است اين كلمه، در هيچ آيه و روايتى به شكل اضافه به خداوند متعال، نيامده است. ولى سيد قطب، گمان كرده مقصود «مودودى» از اصطلاح «حاكميت»، محال بودن اذن الهى به مردم، براى قرار دادن برخى از قوانين مربوط به زندگى انسان است؛ زيرا كسى كه حق اذن به مردم براى تصويب قوانين را نفى مىكند، در حقيقت با عقلش، سلطه الهى را محدود كرده است؛ درحالىكه خداوند عزوجل، كارهاى دنيوى را به ما واگذار كرده است تا با عقول خود، آنها را براساس مقاصد كلى و اهدافى كه خداوند برايمان ترسيم كرده، تنظيم نماييم؛ به شرط اينكه حرامى را حلال و حلالى را حرام ننماييم.
او در رد كلام سيد قطب كه حاكميت را همان مفهوم شهادت به وحدانيت خدا يا توحيد در ربوبيت گرفته و در نتيجه، معتقدان به حق اولى الامر در صدور قوانين را تكفير كرده است، مىگويد: