51جاهليت، مرسوم بوده است.
- كسى، گرفتن و دادن رشوه را حلال بداند.
- كسى، انكار بعث و حساب نمايد.
- قاضى بر خلاف دستور الهى، قضاوت كند.
اينگونه موارد، مىتواند مصداق آيه مورد استدلال باشد و در صورت حمل آيه بر اين معنا، نمىتوان كفر را اكبر برشمرد و موجب خروج از ملت اسلام دانست.
رابعاً: «ابوعبيد قاسم بن سلّام» مىگويد:
فقد تبين لنا أنه كان ليس بناقل عن ملة الإسلام أن الدين باق على حاله وإن خالطه ذنوب فلا معنى له إلا خلاف الكفار وسنتهم على ما أعلمتك من الشرك سواء لأن من سنن الكفار الحكم بغير ما أنزل الله ألا تسمع قوله (أَ فَحُكْمَ الْجٰاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ) تأويله عند أهل التفسير أن من حكم بغير ما أنزل الله وهو على ملة الإسلام كان بذلك الحكم كأهل الجاهلية إنما هو أن أهل الجاهلية كذلك كانوا يحكمون. 1
براى ما روشن شد حكم به غير از دستورهاى پروردگار، عامل خروج از ملت اسلام نيست و دين بر حال خود باقى است؛ گرچه همراه آن، گناهانى انجام شود و معنايى براى آيه نيست؛ جز اخلاق و سنت كفار بنابر آنچه از شرك بهطور يكسان بر تو روشن نمودم؛ زيرا از سنتهاى كافران، حكم به غير ما انزل الله است. آيا نشنيدى قول خداوند را كه مىفرمايد: «آيا به دنبال حكم جاهليتاند». تأويل آن نزد اهل تفسير، اين است كه هركس به غير ما انزل الله حكم كند، درحالىكه بر ملت اسلام است، با اين حكم، همانند اهل جاهليت خواهد شد و آيه درصدد آن است كه اثبات كند اهل جاهليت، اينگونه حكم مىكنند.
«نايف بن حمزه آل منسى»، در توجيه اين آيه، مىگويد:
سبق معنا انّ العمل اذا شابه فعل الكافرين في ظاهره مشابهة كبيرة قد يطلق على