214است كه احاديث ضعيف السند را روايت مىكند و اين حديث، بدون شك، از جمله آنهاست.
البانى مىگويد:
بار اين حديث، بر دوش سلام بن سليم است و علما، اجماع بر ضعف او دارند. ابنخراش مىگويد: «او كذّاب است». ابنحبّان مىگويد: «او احاديث جعلى روايت مىكند...». به همين علت است كه احمد گفته است: «اين حديث، صحيح نيست»؛ همانگونه كه ابنقدامه در كتاب «المنتخب»، به آن اشاره كرده است. 1
آنگاه البانى مىگويد:
گفتار شعرانى 2 كه اين حديث را نزد اهل كشف صحيح دانسته، باطل است؛ زيرا تصحيح احاديث از طريق كشف، بدعت صوفى است و اعتماد بر اين طريق، به تصحيح احاديث باطلى مىانجامد كه هيچ اصل و اساسى ندارد؛ مانند اين حديث؛ به علت آنكه كشف، بهترين حالاتش، بر فرض صحت، همانند رأى است كه گاهى به خطا و گاهى به صواب مىرود و اين در صورتى است كه هوا و هوس در آن، راه پيدا نكرده باشد. 3
خطيب 4 و قبل از او، ابوالعباس اصم و او از بيهقى 5 و ديلمى و ابنعساكر، از طريق سليمان بن ابىكريمه، از جويبر، از ضحاك، از ابنعباس نقل كردهاند كه پيامبر(ص) فرمود:
مهما اوتيتم من كتاب الله فالعمل به لا عذر لأحدكم في تركه فإن لم يكن في كتاب الله فسنة ماضية فان لم يكن سنّة منّي ماضية فما قال اصحابي انّ اصحابي بمنزلة النجوم