136«پروردگارا! نزد خود براى من خانهاى در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران، رهايى بخش!».
همچنين درباره فرزند حضرت نوح(ع) مىفرمايد:
(وَ نٰادىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحٰاكِمِينَ * قٰالَ يٰا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجٰاهِلِينَ ) (هود: 45 و 46)
نوح به پروردگارش عرض كرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو [در مورد نجات خاندانم]، حق است و تو بهترين حكمكنندگانى». فرمود: «اى نوح! او از خاندان تو نيست! او عمل غيرصالحى است (فرد ناشايستهاى است). پس آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مىدهم تا از جاهلان نباشى!».
اينها نمونههايى از آيات است كه دلالت دارد كمال معلم و مربى، دلالت بر كمال شاگرد ندارد. بلكه چه بسا افراد نزديك، به سبب دشمنى و طغيانگرى كه در وجودشان بود، دعوت انبيا را نپذيرفتند و حتى با آيين آنها مقابله كردند و تنها كسانى از دعوت آنها بهرهمند شدند كه ظرفيت و استعداد آن را داشتند و اهل دشمنى و سركشى نبودند.
مقدمه دوم
پيامبر اكرم(ص) در هدايت و ارشاد مردم، از راه معجزه، استفاده نكرده است؛ تا اگر كسى ايمان مىآورد يا كفر مىورزد، به اختيار خودش باشد. وظيفه پيامبر(ص)، تنها ارشاد و انذار و ابلاغ رسالت بوده است؛ چنان كه در آيات متعددى به اين مسئله اشاره شده است؛ خداوند متعال مىفرمايد: (طه * مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقىٰ ) ؛ «طه، ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى!» (طه: 1 و 2)
همچنين مىفرمايد: (لَوْ يَشٰاءُ اللّٰهُ لَهَدَى النّٰاسَ جَمِيعاً) ؛ «اگر خدا بخواهد، همه مردم را [به اجبار]، هدايت مىكند». (رعد:31)