122گفته شده است كه اهل صُفه بود. به «شام» رفت و در شهر «حمص» سكونت گزيد. بخارى و مسلم از او، روايت نقل نكردهاند. ولى حديث او در صحاح اربعه ديگر، آمده است. او در سال 75ه .ق، از دنيا رفته است.
اين شخص در شام و شهر حمص كه از شهرهاى نواصبِ پست به حساب مىآمده، زندگى كرده است؛ در واقع در محيطى بوده كه نقل دروغ و افترا عليه امام على(ع) و اهلبيت(عليهم السلام)، بسيار شايع بوده است. در نتيجه، او نيز همچون اهالى آن سرزمين، درصدد نشر اين گونه دروغها و نسبت دادن آنها به رسول خدا(ص)، برآمده است.
راويان طبقه دوم
گفتنى است، اين حديث را چهار نفر از عرباض بن ساريه، نقل كردهاند:
- يحيى بن ابىالمطاع شامى: او كسى است كه «ابنقطان» درباره او، چنين گفته است: «حالش را نمىشناسم». وى از عرباض، روايت نقل مىكرده است؛ درحالىكه او را ملاقات نكرده بوده است. اين روايتش نيز از جمله آنهاست.
- حجر بن حجر حمصى: او از اهالى حمص است و ابنقطان، او را غيرمعروف شمرده است.
- عبدالرحمان بن عمرو شامى: او تنها شخص معروف، در نقل اين حديث از عرباض بن ساريه است كه بيشتر طرق آن نيز به او بازمىگردد. ابنقطان، او را مجهول الحال مىداند.
- معبد بن عبدالله بن هشام: اين راوى، تنها در روايت «حاكم» آمده است. ولى خود حاكم، از آنجا كه در طريق به او، شرايط نقل حديث را در كتابش نمىبيند، مىگويد: «من آن را ترك كردهام».
راويان طبقه سوم
راويان اين حديث، در طبقه سوم، سه نفرند: