110برد و از آنجا، قيام خود را آغاز نمود. ولى امام خمينى(رحمه الله)، قيام خود را از وطن و جامعه خود، شروع كرد و از آن، هجرت ننمود تا به زور، او را از كشورش تبعيد نمودند و هنگامى كه اوضاع براى بازگشتنش فراهم شد، به وطنش بازگشت و از نزديك، مردم را رهبرى كرد و به پيروزى رسانيد.
چهار - تشكيلات حزبى نداشتن
سيد قطب، به گروهى و حزبى عمل كردن معتقد بود؛ همانگونه كه پيشتر در بيان مبانى او، اشاره شد. ازاينرو خود را از ميان توده مردم كنار كشيد و گروههاى پيرو افكار او نيز اين روش را دنبال كردند. ولى به موفقيت چندانى دست نيافتند. ولى امامخمينى(رحمه الله)، از ابتدا، مردمى عمل كرد و هرگز براى پيشبرد اهدافش، به فكر تشكيل حزب و گروه نبود و تنها با توكل بر خدا، روى مردم سرمايهگذارى كرد و اين روش نيز يكى ديگر از عوامل موفقيتش، در پيروزى سريع بر طاغوت بود.
ب) مبانى شهيد صدر (رحمه الله) در ايجاد تحول جامعه اسلامى
شهيد سيد محمدباقر صدر(رحمه الله) نيز يكى ديگر از نظريهپردازان بيدارى اسلامى و ضرورت تغيير و تحول در جامعه اسلامى است كه به لحاظ سياسى و جامعهشناسى، مبانى و اصولى را براى آن، ترسيم نموده است. او نظريه تغيير و تحول اجتماعى را بر نكاتى مستند مىداند كه عبارتاند از:
يك - هدفمند بودن حركت تاريخ
شهيد صدر(رحمه الله) معتقد است حركت تاريخ نسبت به ديگر حركتها، امتيازى ويژه دارد؛ زيرا حركت تاريخ، حركتى است غايى، نه سببى محض كه تنها به سببش تا گذشته، وابسته باشد. بلكه وابسته به غايتش مىباشد؛ زيرا حركتى است هدفمند و داراى علتى غايى كه در آينده، نمايان مىگردد و به تعبير ديگر، آينده، محرّك هر نشاط