179در سال 1988م پس از انتشار كتاب «آيات شيطانى» گروه اتحاد مسلمانان انگليس در صدد برآمدند تا به هر نحو ممكن از انتشار اين كتاب جلوگيرى، و از راه قانونى سلمان رشدى را مجازات كنند. بنابراين نامهاى به نخستوزير وقت انگلستان «مارگارت تاچر» نوشتند، و از او خواستند تا از انتشار اين كتاب در انگلستان جلوگيرى كند. او در جواب آنان گفت:
دولت او بههيچوجه نمىتواند از انتشار اين كتاب جلوگيرى كند؛ زيرا جزء اساسى نظام دمكراسى ما اين است كه هركس به قانون احترام مىگزارد، حق دارد تا با آزادى همه ديدگاه خود را منتشر سازد.
مسلمانان به نامه نوشتن به او اكتفا نكردند، بلكه در صدد برآمدند تا مجلس اعيان و نمايندگى عمومى و وزارت خارجه انگلستان را راضى كنند تا از انتشار اين كتاب جلوگيرى نمايند، ولى هرگز به اين كار موفق نشدند و سخنگوى وزارت خارجه انگلستان در رد درخواست مسلمانان آن كشور گفت: «در دولت انگلستان دو اصل حاكم است: يكى آزادى رأى و فكر و بيان، و ديگرى رهبرى قانون».
آرى، آنان در صدد پاسخدادن قانونى و منطقى به مسلمانان نبودند، بلكه با اينگونه حرفها مىخواستند تا صدها هزار مسلمان آن كشور را مسخره كنند؛ زيرا در آن كشور قانونى وجود دارد كه افراد را از دشنام دادن به مقدسات مسيحيان منع مىكند. ولى با وجود آنكه كتاب آيات شيطانى، نه فقط اسلام و پيامبرش را بلكه به تعبير برخى از مسيحيان همه مقدسات دينى را مسخره كرده بود، براى توجيه مقابله نكردن با آن از آزادى بيان سخن گفتند؛ زيرا با اسلام ستيز داشتند.
البته غرب و استكبار غربى بايد بداند كه هرگز سبكشمردن و مسخرهكردن اعتقادات ديگران به نفع آنها نخواهد بود. آنان از اين كارشان جز ايجاد نفرت و دشمنى در قلبهاى ميليونها مسلمان چه سودى بردند؟ آيا هدفشان از اين كار ايجاد تنش و