81زايرانش ارزانى مىكند؛ براى مثال زيارتگاههاى منطقهاى هست كه به داد نابينايان مىرسد، يا مخصوص بىفرزندان است، و يا حتى برخى زيارتگاهها به امور جزيىترى مثل شفاى عارضههاى پوستى شهرت دارد». 1
«برخى ديگر از اماكن زيارتى چنان اند كه به زعم هندوها اگر كسى در آن بميرد از تولد مكرّر (سَمساره يا تناسخ) نجات مىيابد، و به اين سبب برخى هندوهاى متدين مايل اند اواخر عمر را در وارانَسى، يا همان بنارس، در ساحل رود گنگ در ايالت اوتّرپرادِش مجاور گردند». 2
در آيين هندو، 3 «بنابه مهابهارته، سفر زيارتى، يا همان تيرتهه ياترا، در گذشته مجاهدهاى بود براى كسب و انباشتن ثواب، كه به ويژه كسانى كه توان اهداى قربانىهاى پرهزينه را نداشتند، آن را بر خود هموار مىكردند. اما هم اكنون اين واژه معناى عامى پيدا كرده است، به طورى كه شامل ديدارهايى نيز مىشود كه شايد بيشتر آميزهاى از سير و سياحت و تفريح و زيارت است». 4
شايد به سبب ماهيتِ تلفيقى، جذب كننده و همگون سازندۀ آيين هندو، و نيز تكثر و گوناگونى سنّتهاى خداباور در اين آيين، زيارت هندويى از بساطت اوليه درآمده و نظام پيچيدهاى پيدا كرده است. در حالى كه در متون پورانهاى، زيارت اغلب وسيلهاى براى انباشتن ثواب كه الزامى هم نبوده تلقى شده است». 5
«زيارت براى هندوها، همۀ خواصِ دينى و معنوى مورد انتظار از اين مؤلفۀ مهم دينى را در بر دارد. تقريباً همۀ آثار و بركاتى را كه مسيحيان و مسلمانان از زيارت مىطلبند، هندوها نيز در نظر دارند. اما علاوه بر آن، و شايد بيشتر از ساير اديان،