74معانى (البته معناى لازم) است كه براى آن ياد كردند، چنانكه برخى از پژوهندگان معاصر همين يك معنا را معناى واژگانى و حقيقى زيارت پنداشته و البته با تكلّف و افزودن قيودى، آن را به معناى لغوى، نزديك دانستهاند:
«زيارت در لغت عبارت از تمايل و ميل كردن است؛ خواه از دور باشد يا از نزديك و خواه با گرايش قلبى و قصد هم همراه باشد يا نه؛ و اعمّ از اين كه با اكرام و تعظيم مزور همراه باشد يا نه». 1 يعنى تمايلى همراه با حركت حسى (دور يا نزديك)، بى آنكه داشتن و نداشتن نيت و قصد قلبى (حركت باطنى)، و نيز پاسداشت و كُرنش در آن شرط شده باشد.
از اين رو، بهكارگيرى زيارت به معنى يادشده، دربارۀ انسان و غير انسان حتى عناصر مادّى هم رواست؛ چنانكه قرآن كريم دربارۀ اصحاب كهف فرمود: «وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذٰا طَلَعَتْ تَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذٰاتَ الْيَمِينِ وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ الشِّمٰالِ »؛ 2 و آفتاب را مىبينى كه چون برمىآيد، از غارشان به سمت راست مايل است، و چون فرو مىشود از سمت چپ دامن برمىچيند. 3
5. برخى از پژوهندگان در ارتباط زاير و زيارت با عمره و عمارت، گزارشى را ياد كردند كه از آن، معنى «آبادسازى» بر مىآيد: «زاير با حضور در زيارتگاه، موجب آبادى و عمران آن مكان مىشود و از اين رو، عمل زاير را از اين رهگذر «عمره» مىنامند كه موجب آبادى آن مكان مىشود؛ از اين جهت صاحب جواهر در ابتداى كتاب العمرة در تعريف عمره مىفرمايد: عمره در لغت به معنى زيارت است و از عمارت گرفته شده است؛ زيرا زاير با زيارت خود، مكانِ زيارت را آباد مىسازد. 4
گرچه از منظر ديگر مىتوان گفت: در واقع اين زاير است كه به سبب زيارتش آباد