75مىشود و جانش از ويرانى و خرابى خارج مىگردد». 1
اشاره
معانى يادشده را مىتوان كوتاه در سه دسته، ردهبندى كرد: 1. ديدارِ حضورى از كسى با هدف گرامى داشت او؛ 2. رويكردى قصد شده و حضورى، به منظور گرامى داشت، ارجگذارى و انسگيرى با زيارت شونده، كه بر پايۀ شأن و مقام و منزلت مزور، متفاوت است. 3. آبادسازى (شىء، جا و يا شخص)؛ يعنى عملى است كه مكان، شىء، شخص و يا آرمان و فرهنگ ويژهاى را آباد و جاودان مىسازد، و البته در آباد شدن جان زيارتكننده نيز كارگر است. از نظر نگارنده، معناى دوّم، يعنى «رويكرد قصدشده و حضورى...»، نزديكترين معنا به واژۀ زيارت است.
معانى گرتهبردارى شده
برخى نيز در واژهشناسى زيارت و معناى لغوى آن، با گرتهبردارى و گزينش از مفهوم اصطلاحى آن، چنين نوشتند:
1. «الزيارة: رؤية الشىء، زيارة الأولياء و الأماكن المقدسة». 2 زيارت، ديدن رو در رو است؛ مانند زيارت اوليا و مكانهاى مقدس.
2. «الإتيان بقصد الإلتقاء» آمدن با هدف ديدار و رسيدن به هم: «زارَ يكى از معانىاش زارَ -ُ زيارةً و مزاراً و زوراً و زُواراً و زُوارَةً : أتاه بقصد الإلتقاء بِهِ». 3
3. «الزيارة: مصدر زارَ يزورَ المكانَ أو الشخص: به آن مكان يا نزد آن شخص رفت به خاطر انس و الفت به آن يا براى انس دادن او». 4
4. برخى زاير را ديدار كنندۀ مكان مقدس دينى و آن را مقابل مجاور و مقيم دانستند: