58اما بهرههاى نفسانى كه از رهگذر زيارت نصيب انسان مىگردد، بسيار ارزشمندتر است؛ مانند اعراض و بىتوجهى به متاع دنيا، حتى طيبات و حلال دنيا و همچنين دور ساختن شواغل و موانعى كه او را از مسير كمال باز مىدارد و در نتيجه فكر به ساحت قدس جبروت منصرف شده و در پرتو نور و اشراق ربانى در جان و سويداى وجود، تمامى اندوهها و نگرانىها و خوفها و حزنها برطرف شده و اين نيز خلاصى جان و آزادى دل است كه اميد است خدا ما و شما (خطاب به ابوسعيد ابوالخير) را به اين امر هدايت كرده و نفس را از شوائب اين عالم فانى و زايل رها سازد. 1
از اين رو در امر زيارت بايد دو مسألۀ خاص مورد توجه و دقت قرار گيرد:
اول، انسان پس از مرگ از حياتى برتر و كاملتر برخوردار است و ارتباط و تعلق او به عالم بالا و انس و حشر او با جواهر قدسى موجب گسترش وجود و ميدان احاطه و شمول وى مىشود و طبعاً آثار وجودى او قوىتر و گستردهتر است. و تفسير زيارت به ارتباطى زنده ميان دو حقيقت زنده بدين معناست كه نفس زاير با نفس و جان مزور ارتباط برقرار مىكند، و هرگز زيارت ارتباط زاير با بدن مدفون مزور نيست، بلكه بدن تنها به لحاظ تعلق و وابستگى شديد وجودى بين جان و تن مزور است كه علامت گويا و نشانهاى رسا از مزور را به همراه دارد.
دوم، ارتباط و توجه خاص مزور به بدن موجب مىشود كه بدن و جسد اويك نوع مركزيت و محوريتى پيدا كند و همين مايۀ توجه و زيارت قبر و بدن مىشود. گرچه روح و جان انسانى زمان و مكان ندارد و انسان در هر شرايطى و در هر مكان و زمانى با درود فرستادن و اهداى سلام و صلوات و... مىتواند مزور را شادمان كند، يا خود از او اثر وجودى بپذيرد، اما به لحاظ توجه و عنايت خاصى كه آن نفس، به هر جهت، به شىء دارد موجب مىشود در آن فرصت زمانى ومكانى موقعيت ويژه ايجاد شود. از باب تمثيل، خداوند متعال فراتر از همه چيز است و هيچ چيزى او را محدود