5004. قاضى عياض مالكى (م 544ق) مىنويسد: زيارت قبر پيامبر اكرم، سنتى مورد اتفاق همگان است. سپس به نقل چندين حديث دربارۀ زيارت قبر پيامبر پرداخته و مىافزايد: زاير قبر او، به روضۀ پيامبر و منبر و قبر و جايگاه او و ستونى كه بر آن تكيه مىكرد و نقطهاى كه جبرئيل بر او فرود مىآمد، تبرك بجويد. 1
5. ابن الحاج محمد عبدى قيروانى مالكى (م 738ق) پس از آنكه دربارۀ لزوم و كيفيت زيارت پيامبران و نحوۀ توسل به آنان و درخواست حاجت از ايشان سخن مىگويد، دربارۀ قبر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چنين يادآور مىشود: «آنچه دربارۀ ديگران گفتيم، در مورد زيارت سرور پيشينيان و آيندگان - سلام بر او - دو چندان بايد گفت:
شايسته است انسان با تواضع و فروتنى در حرم پيامبر حاضر شود، زيرا او شفيعى است كه شفاعتش رد نمىشود، و كسى كه آهنگ او كند نا اميد باز نمىگردد، و كسى كه به حرم او وارد شود و از او استعانت بجويد و استغاثه كند، محروم نمىگردد».
سپس مىگويد: «علماى ما، رحمت خدا بر آنان باد، مىگويند: شايسته است كه زاير قبر پيامبر در خود چنين احساس كند كه آن حضرت را در حال حياتش زيارت مىكند».
6. ابن حجر هيثمى مكى شافعى (م 973ق) در استدلال بر استحباب زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله به دلايلى همچون «اجماع» متمسك شده و مىافزايد: «مخالفت يك نفر مانند ابن تيميه با اين امر، مضر به اجماع نيست، زيرا او كسى نيست كه رأى او در اين مورد، مضر باشد و بسيارى از علما سخنان ناموزون او را تعقيب كرده و اشكالات او را جواب دادهاند، يكى از آنان عز بن جماعه است». به گفتۀ ابن حجر: ابن تيميه فردى است كه خدا او را گمراه كرده و لباس خوارى و پستى بر او پوشانده است و شيخ تقى الدين سبكى كه جلالت مقام و اجتهاد وى مورد قبول همگان است، كتابى مستقل در ردّ فتواى او نوشته است. 2