490قائل به آن، آن را از پيش خود ساخته است. 1
فارغ از بحث لغوى مثالى را مطرح مىكنيم كه بهتر مراد معلوم گردد.
صلاة تراويح
تراويح: عبارت از نمازهايى است كه در شبهاى ماه رمضان پس از نماز عشا توسط اهل سنت به جماعت خوانده مىشود. اين نماز از نظر مذاهب اسلامى فرض و واجب نيست، بلكه از نظر شافعيه و حنفيه و حنابله سنت مؤكد است و خواندن آن به جماعت نيز سنت مىباشد، ولى از نظر مالكيه مستحب مؤكد است و برگزارى آن نماز به جماعت مستحب مىباشد. 2
شيعه اين نمازها را مستحب مىشمارد، ولى كلمۀ تراويح را دربارۀ آنها به كار نمىبرد و خواندن آن را به جماعت جايز نمىداند و بدعت مىشمرد، زيرا معتقد است كه فقط نمازهاى واجب و نماز استسقا (باران) را مىتوان به جماعت خواند و در زمان رسول خدا هم نمازهاى نافلۀ رمضان به صورت فرادى خوانده مىشده است. اين روش تا زمان خليفۀ دوم ادامه داشت، تا اينكه شبى خليفه وارد مسجد شده، مىبيند هر كسى در گوشهاى مشغول نماز است، دستور مىدهد كه يك يك از نمازگزاران به امامت ايستاده و بقيه به او اقتدا نمايند و از آن پس تراويح به صورت جماعت خوانده شده است. 3
اين نمونۀ واضح يك بدعت آشكار است. حال آيا بايد گفت: اين بدعت هدايت است و نه ضلالت؟ آيا اين توجيه نيست؟ آيا اين سپردن دين و احكام الهى به دست مردم نيست؟ بنابراين بدعت: آوردن حكمى است در مسايل شرع كه در زمان شارع، يعنى رسول خدا صلى الله عليه و آله داخل در برنامههاى شريعت نبوده است.