491
حرمت به چه چيز متعلق است؟
اكنون كه معلوم شد زيارت يك سنت است و بدعت نيست، خوب است دقتى كنيم تا محدودۀ حلال و حرام را بفهميم كه آيا زيارت كردن قبر و مضجع نورانى اولياى الهى و يا دست كشيدن بر ضريح مطهر آنان چه حرمتى دارد؟ و چگونه حرمت تحقق مىيابد لغتاً و اصطلاحاً؟
صاحب كتاب العين در تعريف واژۀ حرام مىگويد: اصل آن از حرام است و حرام ضد حلال است 1 و همين اعتقاد صاحب لسان العرب است؛ 2 يعنى تصريح مىكند «و الحرامُ ما حَرَّم اللّٰه» حرام آن چيزى است كه پروردگار عالم آن را حرام كرده باشد و نه برداشت و فهم كسى از كارى باشد. بنابراين هيچ كس نمىتواند خودبهخود و خودسرانه بگويد اين حلال است و اين حرام است، بلكه دليل لازم دارد.
مثلاً فقها دربارۀ تكبيرة الاحرام نماز مىگويند: «تحريمها التكبير، كان المصلى بالتكبير و الدخول فى الصلاة صادر ممنوعاً فى الكلام و الافعال الخارجه عن كلام الصلاة و افعالها فقيل للتكبير تحريمٌ لمنعه المصلى من ذلك و انما سميت تكبيرة الاحرام اى الاحرام بالصلاة». يعنى فقها از اين جهت تكبير در ابتداى نماز را تكبيرة الاحرام مىگويند كه با گفتن آن از ابتداى نماز ارتكاب هر كارى غير از برنامه نماز حرام است، اعم از قول و فعل باشد. يعنى هر حركتى و هر سخنى غير از امور مربوط به نماز حرام است. اين معناى واقعى حرام است. قرآن هم همين را تأييد مىكند و مىفرمايد: «ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ». 3
بنابراين آنچه را كه از جانب خدا براى مؤمن حرام شده، از ترك واجبات و فعل حرام پس براى او از جهت رعايت اين حق الهى خيرى نزد پروردگار است.