480است، بلكه فرازهايى والاتر از اين عرصۀ خاكى بايد رفت و آن معرفت و شناخت امام است، زيرا آنها مصاديق بارز جلوۀ الهى هستند كه در معرفى آن پاكان، خداى عزوجل فرموده است: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ». 1
با اين توصيف مىتوان درك كرد كه دستور به خواندن زيارتنامۀ مأثور و وارد از خاندان عصمت و طهارت است، زيرا «اهل البيت ادرى بما فى البيت» و چون: «كلامكم نور و أمركم رشد». آنچه مىگوييد چه در مشاهد مشرّفه و چه در مكانهاى ديگر با ارادۀ الهى خودتان سخن مىرانيد: «إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً». 2
اين زيارت ا ز آدم عليه السلام تا خاتم صلى الله عليه و آله مورد سفارش بوده است و خودشان اهل حضور و درك محضر زيارت بودند. از آنجايىكه در اين ايام شبهات گوناگونى به اين بحث مهم وارد كردند، آنهم از جانب كسانىكه خود را به ظاهر پيرو واقعى شريعت مقدس و در خط نبى اكرم مىدانند، لازم به نظر آمد اين مسأله با دقت بيشترى مورد نظر قرار گيرد.
معناى لغوى و اصطلاحى زيارت
زيارت از ريشۀ زور، به معناى ميل و عدول از چيزى به چيز ديگر است و ظاهراً دروغ را از همين باب قول الزور مىگويند، زيرا منحرف از حق گرديده است. 3 و زاير را از آن جهت زاير گويند كه هنگامىكه به زيارت تو آمد، از غير به تو عدول كرده و شده است زاير و لذا بعضى از اهل فن زيارت را به معناى قصد و توجه گرفتهاند. مانند صاحب المصباح المنير در ماده زور.
قرآن كريم خود نيز همواره از منابع اصلى ادبيات عرب بوده و هست و ظاهراً تنها موردى كه در قرآن از واژۀ زيارت استفاده شده است، در سورۀ تكاثر است: