417طاعت و عبادت و تعظيم خداوند و خضوع در برابر اوست. اگر مدفن انبيا و اوليا، شرافت يافته، به سبب آن است كه اجساد پاك و اجسام مطهر و شريف اين پاكان و معصومين را در بر گرفته است.
زيارت قبور از نظر آيات و روايات
1. مقدّمه
گر چه اگر عقل به طور مستقل و قطعى بر حكم يك مسأله دلالت كند، اعتماد به آن جايز بوده و نيازى به دليل ديگر نيست، ولى شرع مقدس با آيات شريفه و روايات به كمك عقل آمده و آن را تأييد نمودهاند. در بحث زيارت قبور چنانكه عقل بر صحت و حسن آن دلالت مىكند - و در آينده بيان خواهد شد - روايات زيادى نيز بر استحباب آن دلالت مىكند. ما در اينجا قسمتى از آنها را از كتابهاى اهل سنت و شيعه نقل مىكنيم.
علامه طباطبايى ذيل آيۀ شريفه: «قٰالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً» 1اين حديث را نقل كرده است: «قال الملك ينبغى أن نبنى هيهنا مسجداً نزوره فإنّ هؤلاء قوم مؤمنون» 2 پادشاه گفت: سزاوار است اينجا مسجدى ساخته و آن را زيارت كنيم.
از اين آيۀ شريفه و روايت مذكور استفاده مىشود كه محل دفن افراد مؤمن و موحّد را مىتوان زيارت نمود و بلكه نزد قبر آنان مسجد بنا كرد و ذكر خداى متعال در آنجا نمود. افرادى كه پيشنهاد ساختن مسجد بر قبر اصحاب كهف را ذكر كرده بودند، همۀ آنان موحّد بودهاند، همانگونه كه علامه طباطبايى نيز فرموده است. 3
فخر رازى نيز ذيل همان آيۀ مربوط به اصحاب كهف گويد: آنان مىگفتند مسجدى نزد قبر اصحاب كهف بسازيم تا خدا را در آن عبادت كنيم و آثار اصحاب