372اخلاق، مىنشاند، فطرت را زير اشراق ملكوت مرقد معصومين عليهم السلام ، آفتزدايى مىكند. زيارت، آبى ابراهيمى است كه بر آتش شهوت نمروديان ريخته و آن را سرد و سلامت مىكند. زيارت، انسان را به خطاهايش «متوجه» و «معترف» مىسازد و در او، بارقۀ «اميد» و «مغفرت» مىآفريند. زاير، بايد خود را در چنين جايگاه و مقامى احساس كند.
در زيارت امامان مدفون در قبرستان بقيع مىخوانيم: «هذا مقام من أسرف و أخطأ و استكان و أقرّ بما جنى و رجى بمقامه الخلاص»؛ 1 اينجا، محل ايستادن و جايگاه كسى است كه اسراف و خطا كرده است، اينجا كسى در حضورتان ايستاده كه شكسته و خاكسار، به جرم خويش اقرار مىكند و به خاطر حضورش در اين مقام، اميد «نجات» دارد.
تا انسان خود را اسرافكار و بزهكار نداند، خاكسار نمىشود و تا خاكى نشود، به گناه اعتراف نمىكند و تا اقرار به اشتباه نكند، اميد نجات در او نيست.
مزار ائمه عليهم السلام ، يكى از بهترين جاها براى «محاسبۀ نفس» و رسيدگى به پروندۀ اعمال خويش است. در زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «إنّى أتيتك مستغفراً تائباً من ذنوبى و إنّى أتوجّه بك إلى ربّى و ربّك ليغفر لى ذنوبى». 2 استغفار و توبه از گناهان و توجه به خدا و اميد مغفرت، در زاير رسول اللّٰه لازم است. بدينگونه، زيارت، عامل تزكيۀ نفس و خودسازى و تربيت است.
همچنان كه درياها و گياهان و عالم طبيعت، سموم و گاز كربنيكهاى هوا را مىگيرند و به تطهير و پالايش جو و محيط و هوا مىپردازند، در عالم معنويات هم، انسانهاى نمونه و روحهاى متعالى و مظاهر كمال، چنين خاصيتى دارند و جانها را پاكسازى مىكنند و اخلاقها را اصلاح و دلها را از رذايل شستوشو مىدهند. 3 اين