345
زيارت در سيرۀ پيامبر صلى الله عليه و آله
رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فتح مكّه و به هنگام مراجعت، در ابواء قبر مادرش آمنه را زيارت كرد و در كنار آن نشست و عاطفۀ سرشار و روح لطيفش موجب گرديد كه خاطرات گذشته و زحمات طاقت فرساى مادرش را تداعى كند و گريۀ شديد سردهد؛ به طورى كه صحابۀ آن حضرت نيز شديداً متأثّر گشته و گريه كردند.
همۀ صحابه و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در آن روز، آن تكريم و احترام را از سوى آن حضرت نسبت به مادرش مشاهده نمودند. زيارت كردن قبر مادر و گريۀ شديد كردن در مرئى و منظر عموم، چيزى نبود كه در آن شرايط و با وجود چند هزار نفر كه در اين سفر به همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند، به فراموشى سپرده شود و حادثهاى باشد كه بتوان از اصل انكارش نمود. لذا با حفظ اصل اين جريان تاريخى، در كيفيت آن دخل و تصرف كردند و از همان شيوهاى كه در ماجراى غدير و در تصرف و تحريف در لفظ «مولا» استفاده نمودند، در اين جريان نيز بهره گرفته و چنين گفتند: «اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله قبر مادرش را زيارت و در كنار آن گريه كرد و صحابه نيز گريه كردند، درست است، اما اين عملكرد رسول خدا صلى الله عليه و آله دليل بر ايمان و توحيد مادر آن حضرت نيست؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله پس از اين مراسم جملهاى فرموده است كه شرك و كفر مادر او را به اثبات مىرساند! و آن اين كه: «از خداوند براى مادرم اجازۀ طلب مغفرت كردم، ولى چنين اجازهاى به من داده نشد؛ امّا براى زيارت قبرش اجازه خواستم كه خداوند اين اجازه را به من داد!».
اين حديث كه ناقل آن ابوهريره است، در صحيح مسلم، 1 سنن نسائى، 2 سنن ابن ماجه، 3سنن ابى داود 4 و تاريخ المدينة ابن شَبّه 5 آمده است. در سه سنن ياد شده، با مضمون آن، بر