302عبدالعظيم برى كمن زار الحسين عليه السلام بكربلاء».
بلكه در قرآن مجيد: «أَلْهٰاكُمُ التَّكٰاثُرُ* حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ».
در خيلى از مقامات ديدار به معنى رؤيت به بصر و مردمك چشميا محال عقلى است، مثل «زار اللّٰه فى عرشه» 1 يا محال عادى است، مثل زيارت ائمۀ معصومين عليهم السلام يا غير معصومين و يا بىفايده است، مثل زيارت اهل قبور، چنانكه در «زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ» آمده است.
2. زيارت به معنى قصد (زار، يزور، زوراً و زيارةً، قصده) مجمع البحرين «من زار أخاه فى المصر أى قصده ابتغاء وجه اللّٰه فهو زوّره». 2 و در دعا آمده است:«اللهم أجعلنى من زوّرك (بالواو المشدّدة) أى من القاصدين لك». 3
3. زيارت به معنى عرفى عمومى: «و الزيارة فى العرف قصد المزور إكراماً له و تعظيماً له و استيناساً به»؛ 4 يعنى زيارت در عرف مردم قصد كردن زاير است شخص مزور را براى گرامى داشت او و بزرگ شمردن او و براى انس با او.
4. زيارت بيت شريف در عرف فقها، قصد بيت اللّٰه شريف است براى تقرب، يعنى در عرف فقها و مجتهدين زيارت بيت اللّٰه شريف وقتى گفته مىشود كه فقط براى تقرب معنوى به بارى تعالى باشد، نه تجارت و نه افتخار و نه عناوين ديگر غير از تقرب به خداوند.
معنى چهارم زيارت به چند وجه است
1. حج: و لفظ زيارت و حِج (به كسر حاء) به يك معنى است و لذا آيۀ شريفۀ «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ » 5 تفسير شده است به قصد بيت (أى قصده و سعى اليه) 6«...و الحج فى