303
اللغة القصد و فى عرف الفقهاء قصد البيت للتقرب». 1
2. عمره: كلمۀ زيارت و كلمۀ عمره هم به معنى واحد است، عمره بجا آورد، يعنى زيارت بيت اللّٰه را كرد.
«اعتمر الرجل زار البيت و المعتمر الزائر، و من هنا سميت العمرة عمرة لأنّها زيارة البيت»؛ 2 يعنى عمره بجا آورد، زيارت كرد بيت را، و معتمر يعنى زاير و از اين جهت عمره ناميده شده است براى اين كه عمره، زيارت بيت است.
«و يقال اعتمر فهو معتمر اى زار وَ قَصَد، و فى الشرع زيارة البيت الحرام بشروط مخصوصة مذكورة فى محلها»؛ 3 يعنى گفته مىشود عمره بجا آورد، پس او معتمر است، يعنى زيارت كرد و قصد كرد و در شرع مقدس: زيارت بيت الحرام با شرايط مخصوصى كه در محل خود (كتاب الحج) ذكر شده است.
از مجموع مطالب گذشته استفاده مىشود: زيارت، حج، عمره به معنى قصد است.
بلى در ترتب ثواب در نزد فقها شرط است كه در اين مفاهيم سه گانه انگيزهاش خدا باشد و اگر انگيزۀ تقرب به خداوند نباشد، هر چند ديدار بصرى فقط يا حضور زاير نزد مزور كافى نيست در ترتب ثواب و اجر، هر چند از حيث لغت صدق زيارت مىكند و شايد كسانى كه زيارت را ديدار معنى كردند (هر چند در اكثر استعمالات منطبق نمىشود) مرادشان صرف صدق لغوى است.
اقسام زيارتهاى ثوابدار
1. زيارت بيت اللّٰه شريف
آنچه كه از بررسى احاديث اهل بيت عليهم السلام به دست مىآيد اين است كه حقيقت حج همان طواف بيت شريف بوده است تا زمانى كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله حجة الوداع را انجام