271دست گشته است. گاه شيعيان و گاه اهل سنت؛ اما هميشه حرمت كعبه حفظ شده و آراى تمام مذاهب در ادارۀ اين اماكن محترم شمرده شده است. از ايجاد حكومت آل سعود بيش يكصد سال نگذشته و چه مقدار دوام داشته باشد هم جز بر خدا بر كسى معلوم نيست. آيا استفاده از پليس براى امر به معروف و نهى از منكر منطقى است؟ آيا وجود سربازان در اطراف مسجد النبى، آنجا را به يك پادگان نظامى به جاى مكان امن الهى تبديل نكرده است؟!
آيا مردمى كه براى زيارت آمدهاند و همانگونه كه طبق روايات اهل سنت پيامبر صلى الله عليه و آله به بقيع تشريف مىبردند، به آن محل مىروند، شايستۀ تهديد و توهين و تحقير هستند؟! آيا اين رفتار، استفادۀ ابزارى از زيارت نيست؟!
2. داخل شدن در كعبۀ مشرفه
ساليانه در ايام خاص و با تشريفات خاص علماى وهابيت و حاكمان سعودى به داخل كعبه مشرف مىشوند و نماز مىخوانند و اين را براى خود سعادتى و امتيازى ويژه مىدانند. حال بايد پرسيد:
الف. اگر اين عمل سنت است چرا ساير مردم را محروم مىداريد؟
ب. اگر اين عمل شرافتى است چرا ديگران به آن مشرف نشوند؟
ج. اگر حق حاكمان است، پس چرا ساير حكام جهان اسلام سهمى ندارند؟
د. اگر هيچ كدام نيست، پس آيا نوعى بدعت قلمداد نمىشود؟!
3. پردهدارى كعبه
تشريفات پرده دارى كعبه به جايى رسيده است كه كارخانهاى عظيم با پرسنل و تجهيزات خاص براى پرده دوزى ايجاد شده و در طول سال به كار مشغول است. اگر كعبه يك سنگ نشان است كه ره گم نشود ... آيا براى قطعۀ پارچهاى كه مثلاً يك سال به كعبه ماليده شود اين همه تشريفات لازم است؟!
پس از تعويض پرده، قطعات آن به رسم هديه به بزرگان و حاكمان جهان اسلام و