266گفتهاند. اما آقايان وهابى، اولاً: بخشى از آن را حذف مىكنند (... و آل محمد ...) ثانياً:
بر سبيل بدعتگذارى «وعلى أصحابه و...» را به كلام و دستور پيامبر صلى الله عليه و آله افزودهاند.
و جالب اينكه بر اين بدعت و گناه خود تأكيد هم مىورزند. آيا اين موارد نيز استفادۀ ابزارى از زيارت و اماكن زيارتى تحت سلطۀ آنها نيست؟!
استفادۀ ابزارى از زاير در زيارت
در تقسيمبندى اوليه مبحث استفادۀ ابزارى از زيارت را در سه گروه اساسى مورد مطالعه قرار داديم. اينك به استفادههاى ابزارى از زاير مىپردازيم:
1. عدم تسلط زاير به زبان عربى
همانگونه كه مىدانيم درصد زيادى از زايران مكه و مدينه يا بى سواد هستند يا به زبان عربى تسلط كامل ندارند. اين موضوع به عنوان ابزارى در دست كسانى كه مىخواهند قرائت خود از قرآن و سنت را بر حق جلوه دهند درآمده است و هر گونه كه مىخواهند به تفسير و تأويل مىپردازند.
مثلاً در شرح آيۀ شريفۀ «...فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ...» 1 كه معنى كلمۀ «الى» سبب استنباط متفاوت در شستن دست در هنگام وضو واقع شده است. با اين معنى تحت اللفظى كلمۀ مورد نظر، به تصديق روش وضوى اهل سنت مىپردازند و اين در حالى است كه معانى متفاوتى براى «الى» در كتابهاى لغت بيان شده است و مىبايست از مفسران خبره در اين ميان كمك گرفت.
2. عدم دسترسى به منابع
هر زايرى امكان مطالعۀ جامع منابع را ندارد؛ چون اولاً به زبان عربى است. ثانياً در منابع متعدد و متفاوت وجود دارد. ثالثاً هر روايت بايد از لحاظ سند و متن به صورت كارشناسى مطالعه شود. رابعاً راويان احاديث بايد در علم رجال مورد بررسى قرار