231مربوطه)، روانگان ديبهر (دبير امور خيريه). يك نفر دبير امور عرب نيز در دربار شاهنشاه ايران بود كه سمت مترجمى هم داشت و مزد و حقوق او را عرب حيره به جنس مىپرداختند.
غالباً طبرى كلمات وزيران و دبيران را چنان به كار مىبرد كه گويى دو دسته از بزرگان هستند كه قائم مقام يكديگر مىشدهاند. براى مثال اين عبارت طبرى را ذكر مىكنيم كه گويى گاهى همۀ وزيران و دبيران هنگام جلوس شاهنشاه جديد تغيير و تبديل مىيافتهاند. 1
اشخاصى كه همواره جزء اين طبقه به حساب مىآمدهاند از اين قرارند: وزرگ فرماذار، موبذان موبذ، اران سپاهبذ، اران ديبهربذ، و استرپوش بذ. در بعضى ادوار هيربذان هيربذ (رييس كل آتشكدهها، تقريباً مشابه رئيس كل سازمان اوقاف) نيز عضو هيأت وزرا بوده و گاهى استبذ (رييس تشريفات) هم در زمرۀ آنان قرار مىگرفته است. 2
طبقۀ دبيران شامل اصنافى مانند محاسبان، نويسندگان محاكم و قراردادها، مورخان، پزشكان، شعرا و منجمان مىشد. خوارزمى در مفاتيح العلوم، هفت نوع خط فارسى برشمرده است كه هر كدام را كمينه بايد معرف يك ديوان دانست؛ داد دفيره (خطى كه احكام دادگسترى را با آن مىنوشتند)، شهر همار دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى شهرى بوده است)، كده همار دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى كشورى بوده است)، گنج همار دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى خزانه بوده است)، اهر (آخور) هماره دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى اصطبل بوده است)، آتش همار دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى آتش و نذورات مربوطه بوده است)، روانگان دفيره (خطى كه براى نوشتن حسابهاى اوقاف و امور خيريه بوده است). 3