220(خرداد) و بيمرگى (امرداد) و شير خوشىدهنده و هوم و پراهوم، هيزم و بوى را، اين بهره از زندگى (ديگر سرا) و پاكى و نماز ردپسندردان و سرود گاتها و فرمان ايزدى نيك بجاى آورده شده (همۀ اينها را) تقديم مىكنيم و نذر مىكنيم.
بند 2. افعالى كه به پيشكش (تقديم كردن و نذر كردن) ترجمه شده، اولى از مصدر دا 1 كه به معنى دادن و بخشيدن مىباشد مشتق است (و مربوط است به واژۀ دَدِمَ هى) كه مصدر به پئيرى 2 به معنى پيشكش نمودن و تقديم كردن و در راه خدا بخشودن است..
دومين فعل وَيديم هى، از مصدر وَئِذ 3 مىباشد كه در اينجا مصدر به «آ» كه پيشوند است شده و به معنى نذر كردن و وقف نمودن و در راه خدا انفاق كردن است.
(ترجمه استاد پور داوود).
در بند 1 مىبينيم برخى نامها و فروزهها را ياد مىكند و در پايان مىگويد: همۀ اينها را مىدهيم و مىبخشيم و پيشكش و نذر مىكنيم. از اين گفتهها چنين برمىآيد سخنان اين بخش را دربارۀ نذر و نياز كردن و به درگاه خدايا به جهان زندگى پيشكش نمودن و ارمغان فرستادن است. آنچه كه در اين بند ياد شده و از سوى سرايندۀ يسنا پيشكش و نذر مىشود بر دو گونه است: يكى از راهانديشه و گفتار و كردار و برترى و بزرگى و برخى فروزههاى ديگر مينوى است. جور ديگر از آنها چيزهايى است كه مىتوان آنها را به ديگران داد و بخشيد و انفاق كرد. مانند خوردنىها و آشاميدنىها و هوم و پراهوم و به جز آنها.
اين هر دو جور نذر و نياز كردن و بخشش و پيشكش و انفاق نمودن، بسيار بجا و درست است و هردو پسنديده و شايسته مىباشند. نذر و نياز و پيشكش و انفاق، تنها اين نيست كه آدم چيزى به ديگران بدهد، بلكه روى هم رفته نتيجۀ سودمند از خود نشان دادن و يادگارهاى خوب بجا گذاشتن (الباقيات الصالحات) است. اين نتيجهها