213
دين آريايىهاى هند
پيش از آنكه از دين آريايىهاى ايرانى سخن بگوييم، لازم است از چگونگى احوال آريايىهاى هندى در آغاز ورود به هندوستان و اخلاق و فرهنگ و ديانتشان اطلاع حاصل نماييم، چه اين آگاهى كمكى است بسيار شايسته به شناخت بهتر فرهنگ و ديانت آرياهاى ايرانى كه در ابتدا، و زمان نزديكى مشتركاً مىزيسته و بعد بر اثر حوادثى از يكديگر جدا گشته و هريك در منطقهاى استقرار يافته و دو فرهنگ بزرگ جهانى بنياد نهادند.
در زمانى كه آرياها به هند هجوم آوردند، قديمترين مردم تاريخى هند يعنى ناگاها 1 بر قسمت شمالى آن سرزمين تسلط داشتند. اينان مطابق با يافتههاى باستانى درّه سند براى مار احترام زيادى قايل بودند و آن را ستايش مىنمودند و هنوز بازماندگانشان در كوهستانهاى دورافتادۀ هند زندگى مىكنند. در قسمت جنوبى نيز مردمى سياهپوست با بينىهاى پهن زندگى مىكردند كه آنها را دراويدى 2 مىنامند.
اينها ظاهراً از فرهنگ و تمدنى در زمان هجوم آرياها برخوردار بودهاند. بيشتر مردمانى تاجرپيشه بودند كه به وسيلۀ درياگردى تا بابل و سومر راه داشته و از ذوق هنرى بهرۀ فراوانى داشتهاند. چنانكه به نظر مىرسد آرياها پس از استقرار تحت تأثير اين قوم قرار گرفتهاند.
غلبۀ آرياها بر اين طوايف بومى و انقيادشان از رويدادهاى تاريخى است كه منجر به تفوق آرياها بر دراويدىها شد. آرياها از ناحيۀ درياى خزر مهاجرت كردند، يعنى همان محلى كه پسرعموهاى ايرانىشان آن را «يا خانۀ آريايىها» 3 مىناميدند.
آرياهاى هندى تقريباً زمانى كه كاسيان 4 بابل را فتح كردند، داخل هند شدند.