207دسترس گردانندگان نيايشگاهها و آتشكدهها كه در روزگاران كهن سازمانهاى دينى و كشوردارى، هر دو به شمار مىآمد قرار مىدادند تا موبدان موبد، موبدان و يا هريك از سامانگران كه ويژۀ انجام كارهاى دهشى و نيكوكارى و خيرات بوده است، برابر با خواست شخص نيكوكار و خير دهشمند و در پارهاى از زمانها بستهبه نياز نيايشگاه و آتشكده به انجام كارهاى نيك و امور عام المنفعه برساند. نياكانمان باور داشتند كه دهش بايد به گونهاى همگانى انجام شود، نه دست به دست كه بىگمان فراگرد (جامعه) را به يك گونه تنبلى و گداپرورى وا مىدارد.
اگر با موشكافى چگونگى دهش و به ويژه دهشها و كمكهاى دست به دست (فردى) را بررسى كنيم، مىبينيم كه دستورهاى داده شده در انجام اين گونه دهشها تا چه اندازه دشوار بوده است. به اين بخش از ونديداد (كتاب قانون) بنگريد كه در آن آمده است: «... هرگاه خوراك به كسى دهى تا شكمش را از آن سير كنى، هرگونه (ثواب) و گناهى كه آن كس كند، دهشمند هم بهرهاى از آن خواهد داشت». و يا در پوزشنامه زرتشتيان آمده است: «خورش اگر خورم و به ناكاران (بيكاران) دادم، پشيمانم و پوزش مىخواهم...». همچنين در اندرز گواه (خطبۀ عقد) به هنگام بستن پيمان زناشويى، زن و مرد هريك چنين گويد: «اگر خوراك به ناارزانيان دادم پوزش مىخواهم».
بنابراين شايد مىتوان اين گونه داورى كرد كه اين دشوارىها براى آن است كه دهشها، نذرها و كمكهاى دست به دست گسترش نيابد، مگر آن زمان كه دهشمند بىچون و چرا نيازمندى و ارزانى بودن تنگدستى را بداند. پس آن زمان كه اين گونه دهش در ميان نبود، دهشمندان و نيكوكاران به كمكهاى همگانى روى مىآوردند و موبدان و روحانيون آتشكدهها با روشنبينى ويژهاى كه داشتند، در انجام هدف دهشمند و شخص نيكوكار به كارهاى نيك و امور عام المنفعه مىپرداختند. بايد يادآورى كنيم همين نذرها و نيازها كه گاه ارزش چندىاش چندان زياد نبود، روى هم