198مىشود. براى ما ايرانيان كه خوشبختانه وارث فرهنگى بسيار غنى و سرشار، چه از عهد باستان و قبل از اسلام و چه بعد از ظهور دين پر بركت اسلام هستيم، شناخت و آگاهى از مدنيت و فرهنگ، ضرورى و واجب است.
شناسانيدن ايران و جلوههاى گوناگون عناصر با ارزش تاريخ و تمدن ايرانى به مردم و آگاه ساختن آنان از ويژگىهاى ظريف و عشق به زيبايى و روشها و سنتهاى نيك اجتماعى، از جمله مهمترين وظايفى است كه ايران دوستان و پژوهشگران و اهل قلم و مربيان و معلمان بر عهده دارند.
از شواهد باستانشناختى و منابع تاريخى و مطالعات انسانشناختى چنين استنباط مىشود كه اهداى نذور و زيارت اماكن مقدس از ديرپا، بنيادين و كهنترين صور رفتارها و تجربههاى دينى فرهنگها و جامعهها و جمعيتها بوده است. همۀ تجربههاى دينى به طريقى با زيارت و اعمال زايرانۀ جمعيتهاى متدين درپيچيدهاند. به ديگر سخن دينى را بدون زيارت و اعمال و آداب آن و نذر و نياز سراغ نداشته و نمىشناسيم. اصولاً هر اندازه فرهنگها، جامعهها و جمعيتها دينىتر زيسته و هستى را متدينانه و آيينىتر تجربه كردهاند، با ادب و آدابى زايرانهتر نيز زندگى را تشكّل دادهاند. لايههاى باستانىتر فرهنگها، پرمايه و غنى از تمثيلهاى آيينى و كنشها و رفتارهاى زايرانه و آداب عميقاً معنوى جمعيتهاى زاير بوده است.
سرمايه و ثروتى را كه در گذشته جمعيتهاى زاير از طريق اهداى نذرها براى زيارتگاهها و اماكن متبرك خود هزينه مىكردهاند، با توجه به امكانات محدود مادى و تنگناهاى معيشتى كه با آن دست و پنجه مىفشردهاند، شگفتآور بوده است. امر اتفاقى نيست كه زنده، غنى، معنوى و فعالترين محوطهها و مكانها در گذشته زيارتگاهها بودهاند. معمارى، هنر، ادبيات و آداب زيارت و اهداى نذور را بىاغراق مىتوان از گرانمايهترين ذخاير معنوى و ميراث جمعيتهاى زاير دانست.