182با مرورى در زندگى انبياى الهى به روشنى پى خواهيم برد كه آن بزرگواران بيش از سايرين، دعا كردهاند و در استجابت آن اصرار بيشترى ورزيدهاند.
دعا يكى از عوامل مؤثر در تهذيب و تزكيۀ انسان است كه اعتماد به نفس، صبر و پايدارى در هنگام مصايب و مشكلات بخشى از ثمرۀ طيبۀ آن است.
نيايش و نماز همواره در ميان امتها مرسوم بوده و نمادى از رابطۀ مستقيم انسان با خداى خود بوده است. انبيا و پيامبران الهى پيوسته اين دو فريضه را خود انجام داده و امتهاى خويش را نيز به انجام آنها ترغيب نمودهاند. دعا و نماز كه موجب تقويت روحى نوع بشر بودهاند، انسان را از سردرگمىها نجات داده و در حل مشكلات يارى كردهاند، يأس و نااميدى را از انسان دور ساخته و اميد و نشاط را در حيطۀ زندگى او گسترش دادهاند.
در متون مقدس، دعا، نيايش و نماز، چه به صورت انفرادى و چه به صورت جمعى، جزءِ ضروريات دين بوده است.
آنچه كه از متون عهد قديم استفاده مىشود اين است كه زمان نماز و دعا مشخص بوده است و مؤمنين بايد اين فرايض را در ساعت و روزهاى خاص بجا آورند. مثلاً آنچه كه در مزامير داوود عليه السلام و كتاب دانيال نبى عليه السلام مورد تأكيد قرار داشته است، انجام فريضۀ دعا و نماز در ساعتهاى 3 و 6 و 9 روز و اوايل شب و انتهاى آن و وقت غذا خوردن بوده است. 1
نماز در ميان يهوديان مقدماتى داشت كه يك فرد يهودى بايد انجام مىداد.
يهوديان براى نماز به پيشانى يا بازوى چپ خود « عصابه » مىبستند و آن عبارت بود از قطعۀ چرم مكعبى شكل كه داراى چهار آيه بود و هر آيه بر قطعهاى از پوست يا كاغذ نوشته شده در عصابه قرار داده مىشد.اين چهار آيه عبارت بودند از: 1. آيات 2 تا 10 باب 12 سفر خروج؛ 2. آيات 11 تا 21 باب 12 سفر خروج؛ 3. آيات 4 تا 9 باب 6