157ويسپرد ، ونديداد، خرده اوستا» است. و كتاب گاثهها كه سرودههاى زرتشت را در خود دارد، به عنوان نماد افكار ايرانيان سرشار از روح تعبد و زيارتهاى باطنى و قلبى است. متأسفانه اين كتاب هم مانند بسيارى از كتب دينى دستخوش حملات گوناگون قرار گرفته است ولى با وجود اين، به عنوان سندى ماندگار براى بررسى آرا و عقايد دينى ايرانيان تا كنون مانده و بسيار هم قابل ارزش و در نوع خود داراى احترام است. چون بعد از قرآن تنها كتابى است كه خدا را مجسم نمىكند. (مانند تورات كه در سفر پيدايش، خدا در باغ بهشت قدم مىزد و از آدم و حوا كه دچار گناه ميوۀ ممنوعه شده بودند خبر نداشت و يا اناجيل اربعه كه در آنها خدا به شكل انسان ظهور مىيابد.) 1
علاوه بر آن بر يكتاپرستى و عظمت اهورامزدا اعتقاد راسخ دارد و در حكم خداوندى او شريكى قايل نيست. و اهريمن ساختهاى از خود اوست كه بر او متمرد شده است. اما همانطور كه گفته شد، اين كتاب دستخوش تغييراتى هم شد؛ از جمله بسيارى از آرا و افكار ميترايى و چند خدا پرستى در بخشهايى از يشتها رسوخ پيدا كرد كه مطمئناً مربوط به سياستهاى شاهنشاهى ايران قديم بوده است، تا بتوانند در اين راستا عظمت كروبى براى شاهان در نظر بگيرند. البته تفاوتهاى ساختارى متون به خوبى تغييرات را نشان مىدهد؛ ولى در كل، ما ايرانيان بايد به خودمان بباليم كه همواره يكتاپرستان روى زمين بودهايم. چنانكه در گاثهها كه سرودههاى زرتشت است مىخوانيم:
«اوست خداوندى كه در آغاز پيدايش، دربارۀ بهترين سرزمين و نور انديشيد و چون چنان كرد، زمين و نور پديد آمد، و اين پيدايش از پرتو خرد او بود و اين است نيرويى كه همچنان است كه در آغاز بود و هيچ دگرگونى درش راه ندارد. آنگونه تو را