143اعمال هستند، مقلّب احوال هم مىباشند، البته اين ويژگى در درجۀ اوّل مختص ذات پاك خداوند است، ولى پروردگار متعال چنين امتيازى را به ولىّ خويش اعطا مىنمايد تا او بتواند دلها را دگرگون كند. در منابع روايى تأكيد شده است و متون زيارتى هم بر اين واقعيت اصرار مىورزد كه زاير پس از زيارت بايد با قبل از آن فرق داشته باشد و اصولاً يكى از تقاضاهاى زيارت كننده بايد اين باشد كه امام با قدرت معنوى خود، وى را از انجماد روحى، تصلّب فكرى و ايستايى و ركود كه فضيلتسوز است برهاند.
نمونههاى زيادى بودهاند كه با كوله بارى از گناه و عصيان به اين بارگاههاى مبارك روى آوردهاند و با توجهى خالصانه، التماس و تضرّعى صادقانه از پيشگاه پاكان و نيكان تقاضا كردهاند، آنان را از اين وضع مرارت بار و جاهليت زدگى و پريشانى فكرى نجات دهد، كه خواستۀ آنان اجابت گرديده و به ندامت رسيدهاند و سرطان ايمان و تقوا را از ذهن خويش دور ساختهاند و اجازه ندادهاند بعد از فيض حضور در اين گلستان با طراوت پيچكهاى گناه و انحراف و علفهاى هرز و خطرناك از رويش و شكوفايى آنان جلوگيرى كند. زيارت هم مىتواند چون آتشى سوزان تمام ناخالصىها را بسوزاند و هم چون چشمهاى مصفا بر شعلههاى گناه ريخته شود و آنها را براى هميشه خاموش سازد.
4. عدم مراعات ادب حضور
زيارت با انصراف قلب به غير و عدم توجه به حق سبحانه و تعالى عين بىادبى است و اين گونه زيارت نه تنها قرب و اتصال روحانى پديد نمىآورد، بلكه فاصلهها را افزايش مىدهد. ادب اقتضا مىكند كه در مطرح كردن تقاضاها، نيازها و آلام خويش، شئونات مقام با قداست امام را در نظر داشته باشيم و خواستار مواردى نباشيم كه با هدف امام، سيره و سخن آن وجود مقدس مغايرت داشته باشد.