106خود دعايى اختراع كردم، امام فرمود: واگذار اختراع خود را! هرگاه تو را حاجتى باشد پناه به حضرت رسول صلى الله عليه و آله بياور و دو ركعت نماز بخوان و آن را به حضرتش هديه كن...». 1 اين زبان در مفهوم زيارت، جايى ندارد و از آن بيرون است.
زبان دينى
مقصود از زبان دينى در اينجا، زبانى است كه از اهل بيت عليهم السلام براى ادعيه و زيارات، به ما رسيده است. وقتى اسم هرچيز، كليد آن است و هر اسمى از اسماى الهى، درهاى ويژهاى را باز مىكند، و اين همه از سوى بارى تعالى به اهل بيت عليهم السلام سپرده شده است، شايسته نيست، بلكه روا نيست كه از اسم و كليد ديگر، آن هم از بيگانۀ اين راه، استفاده كنيم. كسى كه بر لب كوثر چشيد جام مراد دهان خويشتن از آب شورتر نكند
زبان خواستن بايد به زبان كسى باشد كه بلد اين راه است و از راههاى تودرتو و توبرتوى خواهشهاى انسانى، آگاهى دارد. آنكه از قفلهاى وجودى انسان خبر دارد، مىداند چه كليدى براى گشايش كدام در بسته بهكار مىآيد. و تنها دست زبان اوست كه مىتواند درهاى بستۀ پيش روى ما را باز كند. بر در شهر اميد، دست تو راز كليد دير رسيدم اگر مانده خجولم بده 2
و اوست كه از نيازها، خواستهها، چه خواستن، چه وقت خواستن، كجا خواستن، چگونه خواستن بشر و از راز و رمز دعا و زيارت، آگاهى دارد، و مهمتر از همه اينكه:
نسبت به برآورده ساز (قاضى الحاجات) كمال معرفت را داراست. «وَ لِلّٰهِ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ فَادْعُوهُ بِهٰا»؛ 3 و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد، پس او را با آنها بخوانيد.
اوست كه مىداند زبان دعا و زيارت، زبان عجز و تضرع است، نه زبان غرور و لاف و بادسرى و پرافادگى. «اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ »؛ 4پروردگار خود