104پس امكنه هم به خاطر شخصى كه در آنجا زيسته يا مدفون است و يا اثرى از او در آنجا به جاى مانده، فرحبخش يا دلگير مىشود. اما مقصود از ويژگى مكان در مفهوم زيارت، مكانى نيست كه اثر وضعى و طبيعى مثبت يا منفى دارد، همچنين مكان خرافى و مكانى كه به خاطر فردِ دور از رحمت الهى، داراى اثر منفى است، از مفهوم حقيقى زيارت، بيرون است، و تنها مكانى در تعريف زيارت، دخالت دارد كه به خاطر ارادۀ الهى، داراى آثار واقعى و كارگر است؛ مانند كعبه، و نيز جايى كه شخصيت آسمانى در آن زيسته و يا كالبدش در آنجا مدفون است، مانند شهر مدينه و مزار رسول اعظم صلى الله عليه و آله .
يادسپارى
«از سنتهاى پسنديده در همۀ اقوام متمدّن، رفتن كنار قبور اموات و تجديد عهد با آنان است». 1
استاد شهيد مطهرى مىنويسد: «من هر وقت به قم مشرف مىشوم آرزو دارم قبر اين مرد بزرگ عارف بزرگ مرحوم حاج ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى از بزرگان اهل معرفت زمان را زيارت كنم». 2
پس زيارت، واقعيتى است اصيل و عملى است حسى، عبادى، با آداب مخصوص و حالات متعالى، در زمان فراخ يا اندك (كه به آن توصيه شده است) با موضوع خاص (شىء، مكان يا شخص).
زبان
زبان، كليد و ابراز ارسال پيام است. ابزار ويژهاى است براى انتقال جَوَلان نوپديد ذهنى و تحولات فزاينده و كاهندۀ روحى. بروزگاه پويههاى انديشهاى و نمايشگاه ديگرگونى درونگاه انسانى است. گسترۀ وجودى انسان و رمزآلودى و تودرتويى