100ج) «سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بٰارَكْنٰا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيٰاتِنٰا ...»؛ 1 منزه است آن خدايى كه بندهاش را شبانگاه از مسجد الحرام به سوى مسجد الأقصى - كه پيرامون آن را بركت قرار دادهايم - سير داد، تا از نشانههاى خود به او بنمايانيم... .
پس برخى از امكنه به صورت وضعى و طبيعى و نيز فراطبيعى و رمزگونه در روحيات و رسيدن به آمال و خواستههاى انسان، اثر مثبت يا منفى دارند.
4. نكتۀ درخور توجه اينكه: در همۀ باورها، چه زيارت از اشياء باشد، چه از اشخاص، ناچار در يك مكان ويژه خواهد بود. از اين رو، بايد قيد مكان را در تعريف زيارت، قيد دائم الحضور دانست.
5. چنانكه خواندهايد، مقصود از ويژگى مكان، امكنۀ مقدس و داراى بنيۀ اعتقادى - آسمانى است. از اين رو، مكانهايى كه از خيال و خرافههاى پوچ و بىاساس بشرى برآمده، از مفهوم زيارت بيرون دانسته شد.
6. برخى از نويسندگان، وجود بقاع و مشاهد در ايران و نيز معمارى و تزيينات آنها را مديون تفكر فضيلتمندى و ثوابدارى زيارت قبور ائمه عليهم السلام و امامزادهها دانستند: «بسيارى از بقاع و مشاهد در ايران، كه هر يك از جهت معمارى و تزيينات نيز در جاى خود قابل توجه است، مديون اين طرز تفكر بوده است». 2
7. «چه بسا كارهاى بزرگى كه از نظر ما بزرگ است و در نزد خدا پشيزى نمىارزد.
شايد بسيارى از بناهاى عظيم از معابد و مساجد و زيارتگاهها و بيمارستانها و پلها و كاروانسراها و مدرسهها چنين سرنوشتى داشته باشند، حسابش با خداست». 3
شخص
مزور: «مزور مَ ع ص نعت مفعولى از زيارت. زيارت شده و ديده شده». 4