101«آنكه به زيارت او شدهاند. زيارت كرده شده». 1شد تمام، القصه مسجد بى فتور بُد سليمان زاير و مسجد مزور 2
در اين بخش به ترتيب بايستههايى را ياد مىكنم:
1. همواره، اصالت با پاك گهرى انسان است. از اين رو، ارجمندى مكان، شاخهاى از ارزشمندى انسان پاك نهاد، شمار مىآيد. اماكن خجسته، شرافتشان را وامدار ارج و آبروى كسانى هستند كه در آنجا قرار گرفتهاند و يا اثرى در آنجا از آنها به جاى مانده است، چنانكه گفته شده: «شرف المكان بالمكين». بىشك اثر مكان، از اثر وجودى مكين است كه در تار و پود مكان به جاى مانده و مثال انرژى مثبت، از آن ساطع مىشود و در روحيات و آرامش و خواهش ديگران اثر مىگذارد.
«لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ* وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ»؛ 3 سوگند به اين شهر و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى.
مرحوم علامه مجلسى پاى دو آيۀ يادشده نوشته است: خداى سبحان به مكه، سوگند ياد كرده و سوگندش را به درآمدن رسولش صلى الله عليه و آله در آن، مقيد نموده است، تا افزونى فضليت آن جناب را آشكار كرده باشد و تا آگهى دهد كه شرف مكان، شرف اهل آن است. 4
2. خداگرايى مخلصانۀ انسان كامل، با نگاه زمينى، همواره زمان را جلوتر بوده و اين مهم همواره به نامش ثبت است، و با نگاه آسمانى، بيرون از درازناى وقت و طاقت مكان مىباشد؛ بالاتر اينكه: زمان و مكان در قبضۀ يداللهى اوست و ملك طلق او محسوب مىشود، حتى ارج و ارجمندى او از مكان و زمان خدايى نيز بيشتر است؛ او مىتواند ماه، اين ويژگى زمانساز را به دو نيم، شكاف دهد و يا خورشيد را فرمان براند و زمان را تازه كند؛ مكان نيز زير پاى اراده و تصرف اوست؛ اوست كه در مكان