105احمد نقيب و امير ميزانبن على نعيرى و علىبن احمد دويدار، كه در آن هنگام حاكم مدينه بود، سوار بر اسب به تعقيب آن گروه ياغى پرداختند و در صهبا به آنها رسيدند و هر آنچه را از آن دو سيد گرفته بودند، بازگرداندند. بزرگانشان را اسير كردند، و اموالشان را به غنيمت گرفتند. سپس سيد احمد نقيب از آنها تعهد گرفت و پيمانى را امضا كردند كه مطابق آن، آن گروه ديگر مرتكب چنين اعمالى نشوند. افزون بر اينكه آنان به ولىنعمتشان، شريف ابىطالب، هر چند وقت يك بار تعدادى از اسبهاى اصيل و شترهاى قوى تيزرو مخصوص سوارى بدهند. پس از آن، احمد نقيب وارد خيبر شد و تمام كسانى را كه گريخته و از انظار او پنهان مانده بودند، دستگير كرد.
سيد احمد پس از اين اقدامات به وطنش بازگشت و گروهى از شاعران به مدح و ستايش او پرداختند. از ميان اين شاعران ستايشگر، بنده محتاج خداوند، محمدبن حسين، متولد مكه و سمرقندىالاصل بود، كه با اين ابيات، احمد را مدح كرد:
سررت أعاد الدهر والعود أحمد
فأشكر رب العالمين و أحمد
زمانه و روزگار، دوباره شخصيتى را بازگردانده، و آن والامقام، سيد احمد نقيب است. من از اين بابت خوشحالم، و از خداوند متعال تشكر و سپاسگزارى مىكنم.
لقد جاء نصر الله والفتح بعده
وجاء لنا حتى الأنام مخلّد
به راستى كه پيروزى و گشايش خداوند، با بازگشت سيد احمد، به ميان مردم آمده است. افزون بر آن، يك خوبى و خوشى جاودانه و پايدار، به بركت احمد، براى ما آمده است.