86وجودى انسان، چيز ديگرى نيست.
از آنجا كه خداوند، تزكيه و تكامل مورد بحث را از انسانهاى پيمانشكن و بىايمان در آخرت نفى نموده است و علت آن (اگر وصف مشعر بر عليت باشد) همان صفت پيمان شكنى و بىايمانى آنهاست، و همواره حكم دائر مدار علت خود است، پس انسانهاى مؤمن و وفادار به ارزشهاى اخلاقى، از چنين تكاملى در آخرت برخوردار خواهند بود؛ چنانكه گذشت، وقتى در عالم آخرت زمينه تكامل فراهم باشد، به طريق اولى در عالم برزخ امكان تكامل وجود خواهد داشت.
آيه هفت- لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ (ق: 35)
[بهشتيان] هر چه بخواهند در آنجا براى آنها فراهم است و نزد ما نعمتهاى بيشترى است».
اين آيه نيز به گونهاى بر تكامل مؤمنان در عالم برزخ و قيامت اشاره دارد؛ زيرا حاصل معناى لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا اين است كه اهل بهشت، درحالىكه در بهشت ساكنند، مالك و صاحب اختيار هر چيزى هستند كه مشيت و ارادهشان به آن تعلق بگيرد؛ به بيان ديگر هر چيزى كه ممكن باشد اراده و مشيت انسان به آن تعلق بگيرد، آن را دارند و در ادامه مىفرمايد: وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ ؛ «يعنى نزد ما از اين بيشتر هم هست».
بنابراين وقتى بنا شد كه اهل بهشت آنچه را كه ممكن است مشيت و خواست آدمى به آن تعلق گيرد، داشته باشند، قهراً زيادتر از آن، بايد امرى باشد عظيمتر از آنچه متعلق علم و مشيت آدمى است و آن كمالاتى