51پيش از اين به آن پاسخ داده است. او در ذيل آيه شريفه: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ مىگويد:
مراد از عدم سمع موتى، سمع قبول و امتثال است (نه مطلق سمع). خداى متعال كافر را به مردهاى تشبيه كرده است كه نمىتواند پاسخ صدا كننده خود را بدهد؛ زيرا ميت اگر چه دعوت زندگان و امر و نهى آنان را مىشنود و معناى آن را درك مىكند، اما نمىتواند آن اوامر و نواهى را امتثال كند. لذا از آن امر و نهى بهرهاى نمىبرد. كافر نيز از اين جهت مانند مردگان از امر و نهى خداى متعال منتفع نمىشود. 1
البته البانى پاسخ ابن تيميه را نپذيرفته و در ردّ آن گفته است:
چون مخالفين چارهاى از پذيرش اين قول (عدم سماع) نداشتهاند، سماع موتى را مقيد كردهاند به سماع انتفاع؛ يعنى اينكه اموات مىشنوند و لكن شنيدن آنان فايدهاى به حالشان ندارد.
وى در ادامه، پذيرش ديدگاه ابن تيميه را به وجود نص، مشروط مىنمايد و مىگويد:
پذيرش قيد ياد شده درباره اموات، در صورتى است كه ما نص قاطعى بر اينكه مردگان به طور مطلق مىشنوند، داشته باشيم. در اين صورت مىتوانيم تعارض موجود بين آن نص با آياتى كه سماع را از اموات نفى مىكنند، به كمك قيد ياد شده، رفع كنيم؛ درحالىكه چنين نصّى بر سماع موتى موجود نيست. 2