52جالب آنكه ابن تيميه از قبل پاسخ اين اشكال البانى را نيز داده است. به گفته ابن تيميه: مراد از سماع در آيه إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ ، همان سماع مقيد به قبول و انتفاع است، نه مطلق سماع؛ به دليل اينكه سماع در حق كفار نيز در آيه وَ لَوْ عَلِمَ اللّٰهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ 1 و در آيه: لَوْ كُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ 2 سماع نافع است، نه مطلق سماع. بنابراين وقتى خداى متعال در ظاهر (لفظ)، سمع مطلق را از كافر نفى كرده است ولى معلوم است كه مراد از آن، سمع متضمّن فهم و قبول است نه مطلق سماع. پس روشن مىشود كه در مُشبّهبِه، يعنى ميت، نيز سمع مقيد است. 3
دليل ديگر بر اينكه سماع در آيات ياد شده سماع مقيد است و نه مطلق، اينكه خداى متعال نفرمود: «انه لا يسمع الموتى»؛ «همانا مردگان نمىشنوند». بلكه فرمود: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ ؛ «به درستى كه تو نمىتوانى سخنى به مردگان بشنوانى». يعنى اى پيامبر(ص) همانگونه كه موعظه تو براى مردگان بىفايده است، موعظه و نصيحت تو براى كافران نيز سودى ندارد و اين درست است؛ زيرا زمان عمل مردگان تمام شده است. 4
پاسخ شبهه سماع موتى
علىرغم آنكه البانى مدعى است نصى بر سماع موتى نداريم، آيات و احاديثى كه در پى مىآيد، به تنهايى يا با انضمام به يكديگر، بر سماع موتى دلالت قطعى دارند: