184گفته شد برزخ حدّ فاصل بين عالم دنيا و آخرت است و منظور از عالم قبر، در برخى روايات، همان عالم برزخ است.
در فصل دوم، حيات برزخى از منظر آيات و روايات به اثبات رسيد و معلوم شد كه اهلسنت نيز مانند اماميه به حيات برزخى معتقدند، بلكه علاوه بر اين ويژگىهاى خاصى براى حيات برزخى پيامبران(عليهم السلام) قائلاند. وهابيان بر خلاف اهلسنت ديدگاه منسجم و متفقعليه ندارند و علاوه بر اين، نوعاً به محدويتهاى خاصى براى حيات برزخى اموات اعتقاد يافتهاند. برخى از آنان حتى شنوايى مردگان «سماع موتى»را نيز انكار كرده و با استناد به ظاهر برخى از آيات، شبهاتى مطرح كردهاند؛ اما آيات و روايات فراوانى است كه به صراحت شبهات آنان را مردود مىداند. علاوه بر اين، ابن تيميه و ابن قيم، از جمله شخصيتهاى معروف سلفيه، با قاطعيت شبهات ياد شده را پاسخ گفتهاند.
در فصل سوم ابتدا از منظر برخى از فلاسفه و متكلمان متقدم و متأخر، تكامل برزخى بررسى و روشن شد آنان اصل تكامل در عالم برزخ را پذيرفتهاند، ولى مهمترين مشكل آنان در لوازم حركت است؛ زيرا معتقدند حركت مشروط به ماده و حالت بالقوه است و حال آنكه در عالم برزخ ماده و حالت بالقوهاى وجود ندارد.
سرانجام پاسخهاى مختلف بررسى و در نهايت معلوم گرديد كه شبهه ياد شده نمىتواند مانعى براى اثبات تكامل برزخى ايجاد نمايد. پس از آن در گفتارى مستقل تكامل برزخى از منظر آيات و روايات كندوكاو شد و آيات و روايات متعددى، كه تكامل برزخى را به وضوح