151با حنابله و حنفيه معرفى كرده است. او در «الفقه الاسلامى» مىگويد:
مالكيه قبلا معتقد بود كه قرائت قرآن براى ميت و بر قبر او مكروه است؛ زيرا قرائت قرآن براى ميت جزء برنامههاى سلف نبوده است، لكن متأخرين مالكى بر اين عقيدهاند كه در قرائت قرآن و ذكر و قرار دادن ثواب آن براى ميت مشكلى نيست و او ان شاءالله مأجور است.
وى مىافزايد: متقدمين شافعى نيز مىگفتند، مشهور آن است كه ميت جز از ثواب اعمال خود از اعمال ديگران (مانند قضاى نماز يا غير نماز يا قرائت قرآن كه براى او انجام شود) بهرهاى نمىبرد، اما متأخرين آنان به وصول ثواب قرائت معتقد شدهاند. نامبرده در توجيه تغيير رويكرد ياد شده مىگويد: هنگامى كه ثابت شد خواندن سوره «فاتحة الكتاب» بر مارگزيده مفيد است (چنانكه از پيامبر(ص) روايت شده است)، پس فايده آن براى ميت به طريق اولى است. وى ضمن نسبت دادن اين توجيه به «سُبكى»، از بزرگان شافعيه، از «قاصى حسين» يكى ديگر از بزرگان شافعى نيز نقل كرده است كه أجير كردن كسى براى قرائت قرآن نزد ميت جايز است، چنانكه از «ابن الصلاح» نيز آورده است: سزاوار است قارى بعد از اينكه قرائتش تمام شد، بگويد: «اللهم أوصل ثواب ما قرأنا لفلان» ... و در آخر مىگويد: حكم ياد شده (وصول ثواب به ميت) اختصاص به قرائت ندارد، بلكه درباره ساير اعمال نيز نافذ است. 1