95ضرر بالفعل يا اينكه هدف از بين بردن منشأ ضرر باشد، در اين موارد تقيه هم مستحب خواهد بود. 1
البته قسم سوم، يعنى تقيه براى از بين بردن منشأ ضرر باشد، با تقيه مداراتى متناسب است كه در گفتار بعد خواهد آمد.
محقق نراقى مىنويسند: «روايات در حد استفاضه و حتى تواتر معنوى بر استحباب اقتدا به مخالفين و بلكه وجوب آن دلالت دارد؛ در صورتى كه تقيه اقتضا نمايد». 2 فقيهان ديگرى نيز بعد از بيان روايات مختلف اين باب كه برخى ناظر به خوف شديد و بعضى ديگر شامل خوف ضعيف است، همين مطلب را ملاك استحباب يا وجوب تقيه دانستهاند. 3
گفتار دوم: حكم تكليفى اقتدا در شرايط تقيه مداراتى
بيشتر فقها، مدارا با اهل تسنن را پذيرفتهاند؛ گرچه درباره حد آن همسخن نيستند. حتى كسانى كه قائل به جماعت يا نماز صورى در جماعت اهل تسنن هستند، بر اين عقيدهاند تشويقهايى كه از طرف ائمه اطهار(عليهم السلام) صورت پذيرفته، همه مربوط به خوف ضرر نبوده است. از نظر اين فقها نيز، اين اوامر به دليل مداراى با مخالفين، تأليف قلوب، حفظ مكتب شيعه و وحدت اسلامى است. 4 از همينرو جمع بسيارى از فقها قيد «عدم مندوحه» را در اقتدا يا شركت در جماعت مخالفين شرط ندانستهاند.
اما درباره حكم تكليفى اقتدا يا حضور در جماعت مخالفين برخى در شرايطى آن را واجب دانستهاند. مرحوم آيتالله اشتهاردى مىنويسند: