172جز پشت سر دو شخص نماز مخوان. اول كسى كه به دين و پرهيزكارىاش اطمينان دارى و ديگرى كسى كه از شمشير، تازيانه و شرّ و شماتتش ترس دارى. پشت سر چنين كسى از روى تقيه نماز كن.
سند اين روايت گرچه به دليل نقل از كتاب «فقه الرضا(ع)»، محلّ كلام است، در كنار روايت فوق مىتوان، از آن به عنوان مؤيد بهره برد. در اين روايت همانطوركه
« ولا تصل خلف أحد » ظهور در فساد اقتدا دارد، در مقابل آن
« فصل خلفه على سبيل التقية » بيانگر صحت اقتداست و روشن است ذيل روايت، بيانگر حكم تقيه و صدر آن مربوط به حكم اوّلى است.
اشكال به وجه جمع اول
حمل روايات ظاهر در اقتداى حقيقى بر شرايط ثانوى و شمول شرايط ثانوى به خوف و مدارات، در مواردى خلاف مطلوب است. توضيح اينكه اگر كسى تشيعش شناختهشده نباشد، تقيه كردنش در قالب اقتداى حقيقى مناسب است. ولى كسى كه شيعه بودنش معلوم است، اقتدا كردن وى و نماز را مانند مخالفين خواندن، خود بيانگر اقتداى صورى است كه خلاف مطلوب و تحقق مداراست. محمّد سند بحرانى مىنويسد:
از رواياتى كه به مدارات با اهل تسنن تشويق نموده، چگونه چنين مطلوبى حاصل مىشود اگر شخص كه شيعه بودن آن معلوم و روشن است و مىدانند نماز شيعه با غيرشيعه متفاوت است، وقتى با كيفيت و شرايط نماز اهل تسنن نماز مىخواند، مىفهمند كه چنين نمازى صورى است و اين خلاف مطلوب است. ولى اگر همان نماز شيعه را بخواند و تنها همراهى با جماعت اهل تسنن داشته باشد آنها متوجه خواهند شد كه نماز و جماعت آنان مورد اهتمام شخص شيعى قرار گرفته است و در نتيجه صورت خوبى از مذهب شيعه كه هدف مدارات با آنان است نشان داده مىشود و چنين امرى جز با اظهار معاشرت و همراهى كردن در نماز با آنان حتى با وجود اينكه شيعه است، حاصل نمىشود. 1
مطابق اين اشكال اگر شخص معروف به تشيع، تنها در جماعت شركت و متابعت