163صادق(ع) (فصلّوا معهم)، بلافاصله كلام حضرت را بر اقتداى حقيقى حمل كند. البته اختلافهايى بين اين نقل و نقل قبلى وجود دارد. ولى با توجه به همه اين تفاوتها، تعدّد روايت مستبعد است و به نظر مىرسد راويان بعدى مانند جميل يا ديگران، روايت را دقيق نقل نكرده باشند. شاهد اينكه اين روايت از زبان راويان ديگر غير از حمران و زراره نقل شده است. اين تعبير در روايت است كه:
« فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ قُمْ حتى تَسْمَعَ مِنْهُ ». اگر روايت كامل از زبان حمران نقل شده بود، لازم بود گفته شود: «فقلت له قم...». در هر حال روايت قبل چون از زبان زراره نقل شده، اعتبار بيشترى دارد.
نتيجهگيرى
روايات مختلفى بر عدم صحت اقتدا در شرايط ثانويه، اقامه شده است. از مجموع اين روايات، برخى ظهور در فساد اقتدا دلالت داشتند؛ مانند رواياتى كه بر عدم صلاحيت امامت مخالف دلالت داشته يا رواياتى كه از اقتدا به مخالف نهى مىكنند. دلالت اخبارى كه بر لزوم قرائت خلفالمخالف تأكيد دارد نيز، بر عدم اقتدا پذيرفته شد.
دسته دوم: روايات عدم صحت اقتدا در نماز معاده
روايت اول: روايت عمر بن ربيع
محمّد بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ محمّد بْنِ سَعِيدِ بْنِ عُقْدَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ محمّد بْنِ يَحْيَى الْحَازِمِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَلِيٍّ الْمُرَافِقِيِّ وَ عُمَرَ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ جَعْفَرِ ابْنِ محمّد(ع) فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سَأَلَ عَنِ الْإِمَامِ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَثِقُ بِهِ أُصَلِّي خَلْفَهُ وَ أَقْرَأُ قَالَ لَا صَلِّ قَبْلَهُ أَوْ بَعْدَهُ قِيلَ لَهُ أَفَأُصَلِّي خَلْفَهُ وَ أَجْعَلُهَا تَطَوُّعاً قَالَ لَوْ قُبِلَ التَّطَوُّعُ لَقُبِلَتِ الْفَرِيضَةُ وَ لَكِنِ اجْعَلْهَا سُبْحَة. 1
راوى از امام صادق(ع) سؤال مىكند: امام جماعتى است كه به او اطمينان ندارم، آيا