162اقتدا را متزلزل مىسازد. نتيجه اينكه اين روايت، دلالت بر فساد اقتداى به مخالفين ندارد.
در روايت ديگرى از حمران اينگونه وارد شده است:
محمّد بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ محمّد عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(ع) جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُصَلِّي مَعَ هَؤُلَاءِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ هُمْ يُصَلُّونَ فِي الْوَقْتِ فَكَيْفَ نَصْنَعُ فَقَالَ صَلُّوا مَعَهُمْ فَخَرَجَ حُمْرَانُ إِلَى زُرَارَةَ فَقَالَ لَهُ قَدْ أُمِرْنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ بِصَلَاتِهِمْ فَقَالَ زُرَارَةُ مَا يَكُونُ هَذَا إِلَّا بِتَأْوِيلٍ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ قُمْ حتى تَسْمَعَ مِنْهُ قَالَ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ زُرَارَةُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ حُمْرَانَ زَعَمَ أَنَّكَ أَمَرْتَنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ فَأَنْكَرْتُ ذَلِكَ فَقَالَ لَنَا كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(عليهما السلام) يُصَلِّي مَعَهُمُ الرَّكْعَتَيْنِ فَإِذَا فَرَغُوا قَامَ فَأَضَافَ إِلَيْهِمَا رَكْعَتَيْن. 1
حمران مىگويد به امام باقر(ع) عرض كردم جانم فداى شما! ما با اهل سنت روز جمعه نماز مىخوانيم و آنها نيز در وقت نماز مىخوانند، چه كنيم؟ حضرت فرمودند: با آنان نماز بخوانيد. حمران بيرون رفت و به سوى زراره رفت و گفت: ما مأمور شديم كه با نماز عامه به آنها اقتدا نماييم. زراره گفت: چنين مطلبى جز با تأويل صحيح نيست. حمران گفت: برويم تا از امام(ع) بشنويم. بر امام وارد شدند. زراره گفت: جانم به فداى شما! حمران فكر مىكند شما ما را به نماز با اهل سنت امر كردهايد و من آن را قبول نكردم. حضرت فرمودند: امام سجاد(ع) با آنها نماز مىگزارد، وقتى از دو ركعت فارغ مىشدند، مىايستادند و دو ركعت اضافه مىنمودند.
اين روايت نيز درباره نماز جمعه بوده و جميل آن را از حمران نقل مىكند و در اين روايت نيز، زراره حكم امام(ع) را مبنى بر خواندن نماز با مخالفين، داراى تأويل مىداند. با توجه به اين نكات، به نظر مىآيد اين دو روايت متّحدند. چون بسيار بعيد است اين جريان يكبار در محضر امام باقر(ع) و بار ديگر در حضور امام صادق(ع) تكرار شود و حمران كه يكبار حكم واقعى را از امام باقر(ع) شنيده، دوباره بعد از فرموده حضرت